سرمایه خانوادگی - دکتر طباطبایی

سرمایه خانوادگی :

خانواده نقشی حیاتی در روند خوشبختی یا بدبختی انسان بازی می‌کند. اما به ­دنبال تحولات و تغییرات رو به رشدی که در جوامع بشری به­ وجود آمد، نهاد خانواده هم بی­ نصیب نماند و بعضا تغییرات شگرفی را در ساختار خود پذیرا شد. قدر مسلم خانواده نقش قابل ملاحظه‌­ای در شکل‌­گیری شخصیت و رفتار انسان دارد. در محیط گرم و دوستانه خانواده‌ای که پدر و مادر و اعضای دیگر با هم روابط خوب و صمیمانه­ داشته باشند، قطعا کودکانی سالم و با شخصیتی مثبت بار می‌آیند، که بازتاب عشق و علاقه‌ی خانوادگی را به ­صورت‌های عینی به دیگران نشان می­دهند.

بر عکس در یک خانواده از هم پاشیده، عدم مراقبت دقیق والدین و بی­ توجهی آنان به تعلیم و تربیت فرزندان‌شان، محیط زندگی را آلوده و ناامن می‌سازد، و اساس کمرویی­ یا پرخاشگری را پایه­ گذاری می‌­نماید که این امر در نوجوانی با شدت بیشتری ظاهر می­گردد. نقش سرمایه اجتماعی در محدوده خانواده برای پرورش ذهنی کودک نشان می­دهند؛ اگر پدر و مادرها بخش مهمی از زندگی فرزندان خود را پر نکنند، این سرمایه‌ی انسانی حتما در جایی دیگر به ­کار رود، که بعضا ممکن است عواقب نامطلوب زیادی برای خانواده به‌‌ بار بیاورد. یعنی کانون خانواده در جایگاه سرمایه‌گذار اصلی نیازمند توجه و مدیریت درست روابط و جریان اطلاعاتی آن به فرزندان می‌باشد.

سرمایه اجتماعی را مجموعه‌ای از هنجارهای حاکم و مقبول خوانده‌­اند که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میان آن­ها وجود دارد، در آن سهیم هستند. پیوند اجتماعی، اعتماد، هم­بستگی گروهی، پای­بندی به تعهدات و همیاری، جزء شاخص­ه‌ای عمده سرمایه اجتماعی محسوب می­شود. به این ترتیب سرمایه اجتماعی به ­نحوی متناظر با نظم اجتماعی است.

در سرمایه‌ی اجتماعی خانواده، استعدادهای ذاتی، توانایی‌های بالقوه، پتانسیل فردی که در فرزندان و پدر و مادر و دیگر اعضای خانواده نقش دارد و در حجم روابط متقابل‌شان تاثیرگذار است. از طرفی دیگر، اگر این سرمایه‌ی انسانی صرف تربیت و پرورش صحیح فرزندان و اصلاح روابط نشود، خانواده به بی‌راهه کشیده خواهد شد، هر چند پدر و مادر سرمایه انسانی کلانی در تملک داشته باشند.

خانواده به ­عنوان سرچشمه‌ی همه‌ی آسیب‌ها و یا سلامت­ روحی و جسمی انسان شناخته شده است. به‌طور حتم گسترش نیکی یا پلیدی از طریق نهاد خانواده امری پذیرفته شده است. مطالعات نشان داده عواملی چون: محرومیت از عواطف مادرانه، عزت ­نفس پایین، عدم نظارت والدین بر رفتار کودک، ناهماهنگی و تنش مدام در داخل خانواده، رفتارهای ضد اجتماعی پدر، در بزرگسالی فرزندان قابل پیش­ بینی است.

به ­دلیل کمرنگ شدن کارکردهای نهاد خانواده در جوامع معاصر، بررسی آسیب ­زایی موضوع در شرایط کنونی حاکی از عدم استفاده درست و صحیح از سرمایه‌های انسانی و اجتماعی در کانون خانواده است، که به ­نوعی موجب تضعیف ساختار قدرت عملکرد و روابط درونی خانواده می‌گردد. چگونگی کمی و کیفی روابط میان پدر و مادر و فرزند معیاری است برای اندازه­‌گیری سرمایه اجتماعی که پدر و مادر می­توانند در اختیار فرزند قرار دهند. سرمایه اجتماعی موجود در خانواده به حضور بزرگ­ترها و ­توجه آنان به کودک بستگی دارد.

اگر روابط قوی بین کودکان و پدر و مادر وجود نداشته باشد، یعنی خانواده فاقد سرمایه اجتماعی بوده یا نتوانسته از آن به درستی استفاده کند. مهم­ترین بحث در ارتباط با خانواده به ­لحاظ سرمایه اجتماعی در حقیقت این است که؛ وجود یا عدم وجود آن به­ طور مستقیم یا غیرمستقیم در بروز آسیب‌های اجتماعی در نهاد خانواده و در جامعه موثر هستند.

درنتیجه باید اذعان داشت که هر چقدر خانواده، پدر و مادر و دیگر اعضای آن آگاهانه و هوشیارانه در جهت بالا بردن ظرفیت‌های ذهنی و تعامل روابط متقابل نسبت به فعل درآوردن پتانسیل بالقوه‌ی درونی همه‌ی اعضا تلاش نمایند، به‌واقع گام‌هایی قابل ستایش در راستای قوام و دوام بخشیدن به ساختار خانواده برداشته‌اند.