خوشبینی - دکتر طباطبایی

خوش­بینی :

در علم روان­شناختی جدید با روش مهندسی معکوس به درمان افسردگی آن هم توسط روش‌های پیش­گیرانه ­ «نگرش خوش­بینی آموخته شده» دست­ یافته­‌اند. درگذشته اغلب روان­شناسان بر روی اشکالات مردم و نقاط ضعف آنان تاکید می‌ورزیدند درحالی­که در روان­شناسی مثبت­‌نگر بر تقویت نقاط مثبت و ترویج خوش­بینی و آموزش آن نظر دارد.

تاکید بر روان­شناسی مثبت ­نگر همان چیزی است که «مازلو» و سایر روان­شناسان انسان­گرا سال‌ها قبل مورد تاکید قرار داده بودند. ما افرادی را ملاقات کرده‌ایم که خوش­بین، روراست، سرشار از انرژی و شاداب­تر از دیگران هستند، با وجودی که می­دانیم آن­ها با مشکلات شغلی، اجتماعی، یا مالی روب­رو­اند، ولی چه چیزی باعث چنین دیدگاهی در این افراد می­شود.

 ­هنگام ترس از آینده، منفی­‌نگر می­شویم و همین مساله موجب می­گردد تا با ریزبینی و دقت زیاد به اشتباهات خود بنگریم و توانایی­‌هایمان را نادیده بگیریم. در روان­شناسی مثبت­‌گرا مطالعه­ ظرفیت‌های آدمی در رویارویی با چالش‌های زندگی است. در دنیای پُرشتاب و پیچیده­ امروزی جایی برای هیجا­ن­‌های منفی نیست، یعنی اگر ما بخشی از وقت و انرژی­مان را صرف منفی­‌گرایی کنیم نیروی عظیمی را از دست می­دهیم.

به هنگام صرف غذاهای گوناگون، روابط اجتماعی با افراد مختلف و… درحقیقت به­ دنبال تجارب احساسی مثبت هستیم. انسان‌های سالم ذاتا سعی می­کنند از هیجان‌های منفی مانند ترس، خشم، انزوا، حقارت و… دوری جویند، گرچه در برخی مواقع ممکن است درگیر همین احساسات منفی ­شوند، ولی بیش­تر هیجانات یک محتوای احساسی، ادراکی، فکری و عملی دارند، به این معنی که مجموعه­‌ای از عوامل درکنارهم تعیین خواهند کرد، آیا خوشی در پیش­ رو خواهیم داشت، یا نه؟

وقتی خواستگاه اندیشه‌ها و توانایی‌­های ذهنی ما اصول مثبت­ بینی است، درحقیقت دریچه‌های ظرفیت نامحدود انسانی خویش را درمصاف با سختی‌های زندگی به ­روی خودمان گشوده­‌ایم. در دنیای امروز جایی برای هیجانات منفی وجود ندارد، اگرچه از طُرق مختلف مورد حمله­ روانی و هیجانی قرار می­گیریم ولی وجود هیجانات منفی مانعی جامع برای ساختار ذهنی سالم است. می­توان با عامل خوش­بینی در برابر عناصر مخرب بدبینی سدی مستحکم و غیرقابل نفوذ ساخت.

البته خوش­بینی نمی­تواند نسبت به هر موضوعی ارزشمند باشد؛ برخی افراد ممکن است نظراتی غیرواقع­بینانه نسبت به عواقب کارها و رفتارشان داشته باشند. امکان دارد آن­ها، پُرخوری، سیگار، شراب‌خواری، مصرف موادمخدر و امثالهم را با نگرشی­ مثبت و خوش­بینانه پیش گرفته و نسبت به عواقب سوء­شان واقع ­بین نباشند.

آن­چه مسلم است رویدادهای تلخ و بد در زندگی چه برای افراد بدبین و منفی، چه برای خوش­بین‌ها اتفاق می­افتد، اما نوع نگرش این دو گروه نسبت به مسایل و طرز تلقی آنان تفاوت‌ها و نتایج را رقم می­زند. این­که ایمان- باور- امید داشته باشیم یا یاس و غم و درماندگی احساس کنیم، برخواسته از طرز تلقی­ و نگرش ما به رویدادها و پستی و بلندی­‌های زندگی است.

یک روش علمی و مستند برای ایجاد خوش­بینی، شناسایی افکار منفی و زیر سوال بردن بدبینی­‌های رایج ذهنی است، که هرکسی به ­سادگی توانایی این­کار را حداقل در رابطه با فضای ذهن‌اش دارد. ما معمولا از توانایی زیر سوال بردن و آنالیز، یا تجزیه و تحلیل رفتار دیگران در برخورد با خودمان را به ­خوبی برخورداریم و استفاده هم می­کنیم، ولی در رابطه با جریانات فکری و چارچوب‌های ذهنی­‌مان، به ­طور معمول، این کار را نمی­کنیم (چون تجربه‌اش را نداریم و بلد نیستیم).

به­ عنوان مثال» اکثر ما مشاجره یا مباحثه با دیگران را بلدیم و در آن (کم و زیاد) مهارت و تجربه داریم، و گاه به­ سادگی حاضریم به خاطر مسایل بی­ اهمیت یا منافع کوچک وارد بحث و جدل­‌های بی­ پایان و بی­ معنی (معمولا با نزدیکان) شویم. ولی هیچ­کدام حاضر نیستیم این تجارب را در مورد افکار مخرب ذهنی‌مان، مهاجمان مزاحم درونی و ویروس‌­های بدبینی مهلکی که به جان­مان می‌­افتند انجام دهیم و با آن­ها (بدبینی‌ها – افکارمنفی) وارد مشاجره و جدل شویم و انگشت اتهام­مان را به ­سوی­شان نشانه رویم که: «آهای دست از سرم بردار، من حوصله ­ام سرنرفته، من خوشحالم، برو پی کارت».