نمی‌توانم سدی بازدارنده - دکتر طباطبایی

نمی‌توانم سدی بازدارنده

افکار منفی بیش از افکار مثبت در ذهن انسان جاری است. فکر منفی به آسانی و ناخوانده سراغ آدم می‌آید. اگر در محیطی شاد و مثبت جایی­ که افراد موفقیت و رشد خود را ارج می‌نهند پرورش یافته‌ایم، آن­وقت مثبت فکر کردن، مثبت‌نگری برای ما امر آسان­تری خواهد بود. باورهایی در عمق ذهن هر كسي وجود دارند که زندگی او را به پیش می­برند و ممکن است خودش هم از آن آگاه نباشد. اگر به تصمیمات سال‌هاي اخير خود بنگریم، کارهایی که کرده­ایم (خوب و بد) متوجه می شویم با چه مشکلات و چالش‌هایی روبرو بوده‌­ایم. از جمله خاطرات منفي که جايي در پستوي ذهن با همان خصوصیاتی که سعی در فرار از دست­شان داریم مانده است، و همچنان انرژي ذهن را مي­مكد.

این موضوع که ذهن ما چگونه کار می­کند موضوع بزرگی است. درباره­ این­که چگونه بر ذهن منفی مهار زنيم کتاب­های زیادی نوشته شده اما در اغلب آن­ها صحبتي از علت‌ها نشده است. اگر سعی در درمان چیزی بدون شناخت منشا و اصل بنیادی آن کنیم معمولا به جایی نمی­رسیم. اكثر ما فقط بدي­‌ها و سختي­‌ها را مي­‌بينيم یا غصه­ مسایلی را مي­خوريم كه هیچ ارزشی ندارند. چند نفر را می­‌شناسید كه از غذاهای خوبی­ که می­خورند، از کفش­ و لباس­ قشنگی که دارند، از خوبي­‌هاي فرزندان و همسرشان براي­تان حرف بزنند؟ اين­ نمونه آدم­‌ها خيلي­ كم پيدا مي‌شوند.

نسخه­ رايج جامعه از آن­ كساني ا­ست­ كه فقط از بدبختي­‌ها دم مي­زنند

اگر به ­تمام روزهاي زندگی­مان فکرکرده و آن­ها را مرور کنیم، درمي‌يابيم که لحظات خوشایند و لذت­بخش زندگی بيش­تر از وقايع بد بوده‌­اند؛ پس چرا به­­ جای فکر کردن به دقايق شاد و زیبای عمر، به ­سختي‌ها مي‌انديشيم؟

افکارمنفی یک روز سفید را خاکستری و تار

افکارمثبت یک روز خاکستری را روشن و سفید ­می­کند

به­ طورکلی افکارمثبت و منفی هردو، از فردی به فرد دیگر سرایت می­کنند. نباید اجازه دهیم افکارمنفی دیگران بر ما تاثیر گذاشته، و روحیه‌مان را تضعیف نماید. مي­توان با گفتار و كردار خود، مثبت ­اندیشي را به­ دیگران منتقل کرد و به ­آن­ها آموخت که اندیشه‌های مثبت را جایگزین افکار منفی­ کنند. با این­ کار، هم به اطرافیان کمک می­کنیم و هم روحیه­  مثبت ­اندیشی خودمان تقویت­ مي­شود. بهترین کار برای این موضوع ماندن در زمان حال است، اگر تمام انرژی ذهن خود را معطوف کاری کنیم که مشغول انجام­ش هستیم. از منفی‌­بافی‌های بیهوده‌ آینده و یا حسرت­های بی‌ارزش گذشته رها خواهیم بود.

هر زمان حادثه­ یا اتفاقی ناراحت ­کننده در زندگیمان پیش می‌آمد، به ­جای یأس و نگرانی و ترس و اضطراب، آن­را به ­فال نیک بگيريم، به‌عنوان یک فرصت؛ شايد راه تازه‌ای، راه دیگری برای سعادت و موفقیت و ارتقاء ما گشوده شده كه باید پیدايش کرد، باید انرژی درونی و پتانسیل‌اش را آزاد کنیم.

نمی‌توانم سدی بازدارنده است

عدم توانایی در اجرای درست و صحیح کاری که قصد انجامش را داریم، احتمال بروز اشتباه و خطا، امکان وقوع اتفاقات مخرب ناخواسته، تجارب و داستان‌های شکست‌های مشابه و… فضای ذهن ما را مساعد افکار منفی می‌سازد و جمله شیطانی و بازدارنده نمی‌توانم سد راه‌مان می‌شود. درحقیقت «نمی‌توانم» سدی است مقابل جسم ما نه در درون ما.