اجتماعی

زندگی، عشق، پول

زندگی، عشق، پول - دکتر طباطبایی
نوشته شده توسط افشین طباطبایی

زندگی، عشق، پول

کسب پول برای اكثر انسان­ها هدف اصلی­ است؛ زیرا گمان مي‌برند که با پول می‌توانند به هر آرزو و رویایی برسند. پول همان چراغ جادویی است که تمام خواسته­‌های ما را برآورده می‌سازد، ولی گاه می­تواند بلای جان­مان ­شود و آن موقعی ا­­ست که پول را برای نفس پول بخواهیم. پول از عوامل مهم كاميابي ­به­ شمار مي­رود؛ مشروط به این­که بدانیم چگونه آن­را خرج کنیم. چه بسا افرادی­ که پول زیادی ندارند، ولي خیلی بهتر از پول­دارها زندگی می­كنند؛ چون راه استفاده‌ درست و صحیح از آن­را مي­دانند، و از نظر جسمي و روحي هم سالم­ترند (نه اين­كه بگويم همه­‌ پول­دارها بدبخت­ند يا همه­‌ بي‌پول­ها خوش­بخت؛ قانون وضع نمي‌كنیم – همه چيز نسبي ا­ست).

خیلی از اضطراب­های درونی و مشکلات اجتماعی ما حول این مسأله می­‌چرخد که پول مقیاس عدالت، مساوات و ارزش­های انسانی ا­ست. برخی از تحقیقات اقتصادی نشان می­دهد که حس سلامتی، با ثروت نسبی تعیین می­شود، تا ثروت واقعی. به­عبارت دیگر، ما به ­این توجه نمی­کنیم که واقعاً چ­قدر پول دراختیار داریم؛ بلکه بیش­تر پول­مان را نسبت به سایرین می‌سنجیم.

مشکل، پول نیست بلکه ما هستیم. به دلایل عمیق روان­شناختی، هنگام خرج کردن پول معمولاً خرید جنس را بر تجربه­ به­­ دست ­آوردن، خودمان را بر دیگران و اشیا را بر آدم­ها ترجیح می­دهیم که البته هیچ­کدام از این­كار­ها باعث افزایش خوشحالی نمی­شود. پول خرج کردن موقعی موجب خوشحالی می­گردد که چیزی (احساسی) از خود به­­جا بگذارد. فکرکردن صرف درباره­‌ پول به هدف جمع ­کردن بیش­تر، انسان را منزوی و خودخواه کرده، و او را از خوش­بختي دور می‌سازد.

تجارب اجتماعی به­ صورت خاطره در ضمیر ناخودآگاه انسان باقی می­مانند و در دراز مدت یادآوری اتفاقات یک سفر، موجب انبساط خاطر می­گردد؛ درحالی­که ذوق حاصل از خرید یک وسیله­‌ جدید (براي خانه يا…) تنها مدت کوتاهي باقی ا­ست.

مردم به امور خیریه پول می­دهند؛ به تعطیلات می­روند و گه ­گاه دوستان­شان را به شام دعوت می­کنند، ولی به­دست آوردن شادمانی تنها انگیزه­‌ ما نیست؛ بیش­تر انگیزه­‌ ما برای خرج کردن، حتا برای ضروریات­ زندگی مانند: پوشاک، خانه، خودرو و … ناشی از تمایل به نشان ­دادن قدرت خرید و ذائقه­‌ ماست؛ نباید این انگیزه را با شادمانی اشتباه بگیریم؛ چنين ميلي ناشی از نیاز انسان به رقابت با ديگران است.

فردی که دنبال پول باشد کمتر به مسایل اجتماعی فکر می­کند و سخت کوش‌تر هم می‌شود، اما منزوی‌­تر. بیش­تر این قبیل افراد پول برای­شان همه چیز است و کمتر به دیگران کمک می­کنند، یا خودشان از پول بهره‌ کافی نمی­برند. صحبت ­کردن درباره­‌ پول و خوش­بختی ضرورتاً به معنی مادی­گرایی نیست؛ این امر می­تواند راهی برای تفکر درباره­‌ موضوعات مهمی مانند: مصرف، رضایت، سرمایه­ گذاری، ارزش، خوشی و… باشد.

شاید بتوان خرج کردن پول با دوستان را نوعی سرمایه­ گذاری ناميد. هم­چنین اهدای پول به فردي نیازمند – به ادعای کسانی­که آن­کار را کرده‌­اند – از خرید یک ساعت گران­قيمت هیجان بخش­تر مي‌­باشد. خرج کردن پول آثاری واقعی دارد که از تبدیل آن به اجناس مادی سودمندتر است.

بسياري از زنان و مرداني كه به ثروت‌هاي بزرگ رسيده‌اند، با وجود همه­ی كاميابي‌ها و امكانات رفاهي، هم‌چنان احساس پوچي مي‌كنند. شايد آنان در زندگي هدف درستي را دنبال نكرده‌اند؛ همواره با شتاب در حركت و تكاپو بوده‌اند یا با فشارهاي فراواني روبه‌رو شده، وقت اندكي براي زندگي­ در زمان حال صرف كرده­اند؛ در واقع توجه عمده­ی اين گروه بر پول متمركز شده است و خوش­بختي را در مال‌اندوزي و ثروت و ماديات ديده، تصور مي‌كنند که با داشتن پول بيش­تر مي‌توانند بخت بلندتر و خوشی بيش­تري براي خود بيابند. بسياري از آنان چنان به­كار معتاد مي‌شوند كه به­طورکلی فرصت اندكي براي احساس شخصي و تجربه‌ كردن زندگي مي­يابند و شايد هرگز نتوانند خوش­بختي و عشق را به­دست بياورند.

همه­ی ما با درآمد حاصل از کار، زندگی خود را مي‌چرخانیم و براي رسيدن به­ آرزوهای­مان پس­ انداز یا برای راحتی و خوش­گذرانی آن­را خرج می­کنیم؛ خيلي از ما نیز سعی می­نمايیم از راه­های مختلف، درآمد بیش­تری به ­دست­آوریم كه گاه به طمع­ ورزی می‌افتیم.

رابطه­‌ پیچیده‌ای بین پول و انسان وجود دارد و به­ سادگی نمی‌توان منکر پول شد یا آن را از چرخه­‌ زندگی آدمی حذف­ کرد. اين نظريه­­ که پول عامل اصلی­ خوش­بختی ا­ست و هرکس پول­دارتر، خوش­بخت‌­تر، از بنیان غلط بوده و هیچ جامعه‌شناس و فیلسوفی آن­را قبول ندارد، ولی آن­چه مسلم است رابطه­‌ ضعیفی بین پول و شادكامي وجود دارد؛ یعنی به هرحال پول می­تواند در شرایطی به ایجاد و بروز شادي کمک کند. وجود پول و مصرف آن در امور خیریه نه تنها باعث شادمانی عده­‌ زیادی می‌شود بلکه ثابت شده خود اشخاص نیکوکار را هم سرشار از شادی می­کند.

در پژوهش‌های دانشمندان مشخص شده پولی که صرف: مسافرت، غذا خوردن با دوستان، برگزاری مهمانی، هدیه­ دادن، رفتن به سینما یا خوردن شام و… می­شود، بیش­تر از خرید اجناس مادی موجب شادمانی می­گردد و در­کل تجاربی که ذات اجتماعی دارند، بیش از هر کالایی برای انسان شادمانی می­آفرینند.

               «آن­چه در جیب دارم را به بهای یک لبخند می‌بخشم»

همه­‌ ما به­­ دنبال کسب درآمد و به ­دست ­آوردن ثروت بیش­تر هستیم و تمام عمر را صرف همین موضوع می­کنیم. انگار؛ گویی فقط به­ دنیا آمده‌ایم که از صبح تا شب بدویم تا بر میزان دارایی­مان اضافه­ کنیم؛ ماشین، خانه، زمین، طلا، جواهر، لباس و… نه ­تنها به اندازه­‌ نیاز شخصی، بلکه فراتر از آن­را خواهانيم.

آیا فکر کرده‌­اید که در طول سال چقدر چیزهای بیهوده و بی‌مصرف می­‌خریم و فکر می‌کنیم باعث خوشحالی­ ما می­شوند؛ غافل از این­که اموال­مان که زیاد می‌شود نگرانی­مان هم بیش­تر می­گردد که چ­گونه از آن­ها مراقبت کنیم؟

اگر ده‌ها تخته فرش نفیس و گران­بها و مقدار زیادی طلا و جواهر در خانه داشته باشید، مسلم است­ که باید هر شب از دستبرد سارق بترسید و با دلهره زندگی کنید. (منظور اين نيست کسی که پول دارد خرج نکند یا از آن بهره نبرد)، ولی ثروت واقعي، دارایی و ارزش­هایی است که با پول قابل خرید و فروش و سرقت نباشد و کسی نتواند آن­ها را از ما بگیرد مانند؛ ایمان، امید، پشتکار، مثبت­اندیشی، احترام، صداقت، درست­کاری، دوستي، شرافت، گذشت، ادب، خوبی، سلامتی، زيبايي و ده­ها خصلت برجسته­‌ ديگر. همین الان که این جمله­‌ها را می‌خوانید به مدت سی ثانیه چشمان­تان را ببندید و چیزهایی را که دارید و نمی‌شود با پول خریدشان، بشمارید؛ آن­وقت پی خواهید برد که چه اندازه ثروتمند هستید.

برخی افراد، سعادت و خوش­بختی را فقط در پول و ثروت يا مقام و قدرت می­دانند؛ درحالی­که نیمی از ثروتمندان و صاحب­منصبان به­ هیچ ­روي خوش­بخت و سعادتمند نیستند. پول و ثروت، قدرت و مقام، زیبایی و ذکاوت یا مدارج عالی تحصیلی دلیلي بر سعادت و خوش­بختی نیست.

ما حتا مالک جسم خودمان هم نیستیم؛ چه رسد به ساختمان و ماشین و چیزهای مادی دیگر. انسان تنها مالک لحظه‌های خویش است و مختار به تصاحب دقایق زودگذر عمر از سر اراده. لحظه پشت لحظه‌اي ديگر مي­‌رسد؛ تنها موجوديت ماست كه تداوم دارد، در گرداب تغييرات جهاني كه شتابان از آن مي­گذرد.

مدارا كردن با داشته­‌ها انسان را از حرص و آز، افزون­‌طلبي و احتياج مصون مي­دارد. بی‌شک هرچه زنجیرهای وابستگی­ به تعلقات مادی کمتر باشد، قدرت آرامش و شکوفایی بیش­تر خواهد شد و این رمز سعادت و راز خوش­بختی حقیقی در زندگی ا­ست.

شکر و قدردانی

ممکن است با داشتن لباسی فاخر خوشحال شویم یا اگر یک کیف چرمی گران­قیمت داشته باشیم، احساس خوبی به ما دست دهد ولي نکته­‌ اصلی و مهم این است­ که هیچ چیز به غیر از هم­دلي، ما را از ته­ دل شاد نمی­کند. بسیاری اوقات تنها یک لبخند یا یک تشکر ساده و صميمانه، شخصی را آن­قدر خوشحال می­کند که اگر به­ او يك يا چند سکه­‌ طلا  می­دادید، چنین تاثيري ندا­شت. در روابط انسانی توجه و درک آن­چه که دیگران برای ­ما انجام می­دهند و به­ طور متقابل کاری که ما برای آن­ها می‌کنیم، تعیین کننده­‌ بسیاری از حالات روانی­ ماست.

باید کمی وقت بگذاريم و به بررسی، نگرش و مطالعه­‌ همه جانبه­‌زندگی خود بپردازیم؛ بعد از آن که فهمیدیم از چه ویژگی‌ها و نعمت­‌هایی در تمام موقعیت‌های زندگی برخوردار بوده‌­ایم، ارزش تمام زحماتی که دیگران برای­مان کشیده‌­اند را درك می­كنیم. عمیق شدن در زندگی باعث می‌شود تا بفهمیم چه اندازه زندگی ­ما توسط محبت‌های دیگران پربارتر شده است.

بعضی اوقات قدردان کسی هستيم که کاری برای ما انجام داده است، اما از گفتن آن ابا می­کنیم؛ در صورتی­که می‌توانیم با رفتار خود به­ طرف مقابل نشان دهيم تا بداند ارزش محبتی را که در حق­مان کرده است، می­‌فهمیم، باید تشکر کردن را یاد بگیریم؛ حتا برای کار کوچکی که کسی برای­ ما انجام می­دهد. قدرشناسی و سپاس يعنی­ برای حمایت‌هاي زیادی که از ما مي‌شود، چشمان­مان باز است؛ به ­این روش شادي بيش­تري در زندگی خواهيم داشت.

اگر صبح كه از خواب برمی‌خیزیم، به­ خاطر زندگی­، خانواده­، خانه­، دوستان، صبحانه­، سلامتي­ و روز تازه از خدا تشكر كنيم و روزهای بعد از آن­هم به همین­ گونه شکرگزار باشیم، انصافاً آیا صفا و آرامش بیش­تری نخواهیم یافت؟

تشکركردن از خدا (شكر) موجب آرامش انسان می‌شود. هربار که می­گوییم « خدایا شکرت»، درحقیقت خاطر نشان می­سازیم که آن­چه دارم را می­پذیرم و آن­چه که باید را یاد مي­گیرم. منشأ آرامش ذهن، تمرکز بر موهبت­هایی­ است که از آن­ها بهره­مند شده‌­ایم و نه   آن­چه نصیب­مان نشده است.

پیامبراکرم(ص) فرموده ­اند که «مشکل را کتمان کنید تا روزی­تان زیاد شود». همواره سعی­ کنیم با دوربین ذهن­مان، زیبایی­ها را ببینیم و صحنه‌های جذاب زندگی را شکار کنیم؛ از مهربانی‌­ها و عطوفت‌ها بگوییم و شاکر خدای مهربان باشیم تا برکات و نعمات الهی برای ما گسترده شود.

قرآن مجید می‌فرماید: «به ­درستی اوست که می‌خنداند و می‌گریاند». انسان­هایی که با یک ارتباط عاشقانه و عارفانه و با توکل به خالق هستی در مسیر زندگی تلاش می­نمایند، همواره مورد حمایت حضرت حق­ تعالی قرار می­گیرند و به آرامشی عمیق دست ­می‌­یابند. ساختن یک ­زندگی ایده‌­آل بدون خدا ممکن ­نیست و انسان­هایی که به­ دنبال شیرینی و حلاوت در زندگی می‌گردند ­باید ياد خدا را در متن زندگی­شان جاری نموده، هر تفکر و اقدامی را بر مبنای اطاعت او قرار دهند، تا شادی و نشاط حقیقی و برکت نصیب­شان شود. خداوند به انسان­هایی که او را اطاعت می­کنند، وعده یاری و حمایت داده و فرموده است که «به درستی خداوند حمایت کننده‌ انسان­هایی ا­ست که به او ایمان آورده­‌اند».

درباره نویسنده

افشین طباطبایی

افشین محمدباقر طباطبایی. نویسنده و پژوهشگر مسائل اجتماعی - روانشناختی - مشکلات جوانان. مربی مثبت‌اندیشی. شعار او این است: رهبر ارکستر زندگی خود باشید

دیدگاهتان را بنویسید