انرژی ذهن - دکتر طباطبایی

انرژی ذهن

ذهن چارچوب‌های فکری و باوری را قبل از پذیرفتن­ مورد قضاوت و بررسی قرار نمی­دهد. اگر بیشتر آن­چه انسان در دوران کودکی می‌شنود، می‌بیند، لمس می‌کند و می­خواند همیشه منفی باشد، درنتیجه آن­را به عنوان روش استاندارد فکری خواهد ­پذیرفت (یعنی ذهن منفی‌باف خواهد شد). این اطلاعات در ضمیر نیمه هوشیار ثبت و سپس به عنوان زیربنای اصلی تفکر ذهن عمل می­کند.

آیا اغلب درباره­ سختی­‌ها، شکست و مصیبت می‌اندیشید؟

آیا فکر می­کنید شایستگی این را ندارید که خوشبخت و ثروتمند باشید؟

آیا به فکر اخبار بدی هستید که از تلویزیون شنیده­ یا در روزنامه‌ها خوانده‌اید؟

آیا خودتان را بدبخت و ناتوان در سر و سامان دادن به زندگی و اوضاع می­دانید؟

انرژی طبیعی ذهن خنثا است. طرز تربیت ذهنی ما از دوران کودکی، جهت­ گیری آن را مشخص می­کند (منفی یا مثبت). این همان انرژی است که به روش‌­های مختلف عمل کرده و می­تواند ما را به اوج یا به قعر ببرد. آدم منفی بدبینی را در دنیای اطراف پراکنده می­کند، و بدین­سان انرژی منفی بیشتری از شکست­‌ها و بلاها خلق و بازآفرینی می‌نماید.

از یک استخر بزرگ هیچ­کس یک لیوان آب هم نمی­خورد، چون آبش راکد و آلوده است. ولی از یک چشمه کوچک که از دل کوه بیرون می­آید هزاران نفر آب می­خورند، چون گوارا و پاک و تازه است. افکار منفی مثل آب استخر حجیم و غیرقابل شرب و آلوده است، ولی افکار مثبت مثل چشمه جوشان، مولد، زاینده، تازه و زندگی بخش است.

ما از جنبه‌هاي باارزش غافل مانده‌­ایم و لا به ­لاي چیزهای غیرضروری و بی ­اهمیت گم شده‌ایم. دنبال کارهای بی­مقدار می­رویم و به چیزهایی بي­ارزش دل ­می‌بندیم؛ بعد به­ سادگی با بهانه‌­های واهی و ساده خودمان را لگدمال می­کنیم و روزگار سپیدمان را سیاه و تیره و روان­مان را مكدر و تاریک مي­سازيم.

بسیاری از باورهای ذهنی مانع اصلی رسیدن ما به خواسته‌ها و آرزوهای­مان می­باشد. اوضاع زندگی هیچ­کس خود به خود تغییر نمی­کند، یا به قول عوام باید معجزه­‌ای رخ دهد یا خود آستین­‌ها را بالا زنند. کسی­ که در عمق وجودش احساس ضعف کند، نیروهای ذهنی و روانی­اش تمایل به ­تردید و انفعال و بی ­انگیزه‌گی دارد.

تغييرات مثبت در زندگي رابطه‌­اي مستقيم با ميزان جديت و استقامتي دارد كه از خود نشان مي­دهيم. اساسا تحولات و اتفاقات دنيا همگي بر مبناي اصول علمي كُنش و واكنش يا عمل و عكس ­العمل قرار دارند. هر رويدادي از فرمول خاصي پيروي مي­كند. هيچ واقعه و تحول و تغييری بي­ دليل و تصادفي نيست، بلکه دلايل و سيری تكويني دارد.

ازاين­رو براي رسيدن به يك خواسته­ قلبي یا هر آرزويي بايد به سادگي آن را مهندسي معكوس كنيم و سير تكاملي و شكل­‌گیری آن پديده را دريابيم، سپس در مقام مقايسه با امكانات و توانايي­‌هايي موجود خودمان برآييم كه تا چه اندازه مي­توانيم در مسير رسيدن به نتيجه­ دلخواه گام‌هاي موثر برداريم. نبايد چشم به راه كسي باشيم كه از سر دلسوزي و همدردي پولي هنگفت يا موقعيتي ممتاز تقديم‌مان كند. شايد در يك بحران مالي، احساسي، شغلي، خانوادگي و امثالهم گرفتار باشيم، براي عبور از بحران چه بايد كرد؟ چه تدبيري بايد انديشيد؟

قطعا با استفاده از پتانسيل ذاتي و الهي نيروي ذهني خود مي‌توانيم راه‌كارهاي مناسبي بيابيم

باید ابتدا برای افکارمنفی و باورهای­مان چاره­ای بیاندیشیم؛ چرا که احساسات منتج از افکار است. خارج کردن اضافات ذهنی به مراتب مهم­تر از خروج چربی‌­ها از بدن است (منفي‌­نگري و خوش‌­بيني شبيه كار عضلات و چربي­هاست؛ عضله­‌ها به ­سختي شكل مي­گيرند، ولي به­‌سادگي تحليل مي­روند؛ در مقابل چربي‌ها به­‌سادگي تشكيل مي­شوند و به­ دشواري و خيلي دير از بين مي­روند و اين واقعيت دردناكي ا­ست. افكار منفي نیز زود وارد ذهن مي­شوند و ذهن به ­آن­ها روي­ خوش ­نشان مي­دهد، اما به­ سختي مي­توان بيرون­شان كرد). چرا  که اگر به­ زیبایی ذهن خود برسیم آرامش بیش­تری به­ دست خواهیم آورد. بُعد روانی در واقع پیش­نیاز بُعد جسمانی ا­ست و احساس رضایت و دوست­ داشتن خود، مستلزم رسيدن به آرامش روان است.