نقش ما در برابر مشکلات - دکتر طباطبایی

نقش ما در برابر مشکلات:

آدم­‌ها، خواهان زندگی راحت و بدون دغدغه هستند، اما زندگی پر از مسایل گوناگون و مشکلات است. بعد از حل هر مشکل، سر و کله‌ی مسأله­‌ دیگری پيدا مي­‌شود؛ از‌این­رو اگر بپذیریم که مشکلات، بخشی از زندگی در این جهان است و آن­ها را به­ عنوان محرک­‌های زندگی قلمداد كنیم، تسلط و قدرت بیش­تری بر زندگی پیدا خواهیم کرد. همه­ ما در زندگی دچار خمودگی و افت و خيزهاي روحی زیادی­ مي‌شویم؛ ناکامی‌های بسياری را از سر­ مي‌گذرانیم و گاه تمام این­‌ها چنان به ­ما فشار مي‌­آورد که به­‌طور کامل از زندگی قطع امید مي‌کنیم.

اگر سختی نباشد رشد و پیشرفت هم صورت نمی­گیرد. نه این‌که دیگران یا شرایط دور و بر نمی‌­توانند برای ما مشكل‌­ساز باشند، یا­ مشکلات به آسانی حل ­می‌شوند؛ بلکه می­توان انتخاب کرد که این مشکلات باعث عقب راندن یا زمین‌گیر شدن ما می­گردند یا نه؟ در واقع تصمیم با خودمان است. تاریخ پر از افرادی ا­ست که شرایط و افراد برخلاف ميل­ و بر ضدشان بوده اما هيچ چیز نتوانست آن­ها را شكست­ دهد، آن­ها با مخالفت‌ها و مشکلات مقابله كردند و پيروز شدند. دلیلی وجود ندارد که ما یکی از آن افراد نباشیم.

فرآیند روب­رو شدن با سختی‌ها و غلبه کردن بر آن­ها ما را از نظر ذهنی قوی می­کند. از آن­جا که پیشرفت، همیشه با مشکل و سختی همراه است، پس حضور آن­ها در زندگی نشانه و تفضلي ا­ست به معناي پیشرفت و كمال. ناراحتی و سختی­ – که در ابتداي هركاري تجربه می­کنیم- همیشگی نیست؛ زیرا تمایل و شوق به پیشرفت، که در وجود آدمی نهفته است، از شدت آن می­‌کاهد و باعث قوی­تر شدن ما می‌شود. هرچه قوی­تر شویم، بیش­تر می­توانیم با موانع، پيچيدگي مسایل و شرایط سخت کنار بیاییم. سختی و ناراحتی بالاخره تعديل پيدا می­كند. آن­چه باید برای پیشرفت و در نهایت رسیدن به آرامش انجام دهیم، جستجوي بي‌وقفه ناشناخته­‌هاي ذهن و توانايي‌هاي خودمان است.

هیچ انساني سختی­ و رنج­ را دوست نداشته و همیشه سعی­ دارد از آن­ها دوری کند. ولي زندگی بدون درد و رنج امکان‌­پذیر نیست و هر کسی در دوره‌هایی از زندگی خود باید متحمل سختی­‌های گوناگونی شود. اما تنش و تحمل سختی‌­ها برای رشد انسان امری ضروری ا­ست. درواقع هرچه  بيش­تر از ناملایمات و سختی‌ها درس بگیریم، بیش­تر به معنای واقعی زندگی پی می‌بریم و بیش­تر قدر خوشی‌ها و لحظات شاد را در می‌یابیم.

در زندگی، شکست يعني كسب تجربه­ تازه. اگر از یک راه به نتیجه نرسیدید، راه‌های دیگر را امتحان کنید؛ حل یک مسأله راه‌حل­‌های متعددی دارد و ما با تفکر به­ طورحتم راه­ حل مورد نظر را پیدا خواهیم کرد. اگر به­ وجود یک عقل ­کل­ – که تمام کائنات و عالم هستی را می‌­گرداند- باور داشته و این اصل بزرگ را در نظر بگيريم که قانون هستی تمام افراد بشر را به­ شکلی مورد حمایت و پشتیبانی قرار می‌­دهد، آن­وقت از هیچ ­چیز هراس نخواهیم داشت و از شکست­‌ها، بيماري‌ها يا هر اتفاقي ناراحت و درمانده نخواهیم شد. باید با تقویت ایمان و اعتقادات سازنده، نیروهای عظیم خدادادی درونی خود را فعال­ کنیم.

سختی، به ما یادآوری می­کند که در عرصه‌ هستي در حال قوی­تر شدن و پیشرفت واقعی هستیم. در روبرو شدن با سختی‌ها عزت نفس‌مان بالاتر ­می­رود و به خودمان افتخار­ می­کنیم. نکته­‌ شایان توجه این‌­که باور کنيم؛ «هرکس عامل سعادت و خوش­بختی خویش است»؛ موهبتی که خریدنی، اهدايي و آسماني نيست؛ بلكه اكتسابي ا­ست. رسیدن به خوش­بختی به­ قابلیت فردی بستگی دارد. هرکس می‌تواند از امکانات مادی و غیرمادی خود به ­گونه‌ای استفاده کند که زندگی‌­اش به ­جهنم تبدیل شود، یا به­ شیوه‌ای آن ­را به­ کار گیرد، که زندگی‌اش آکنده از زیبایی، عشق و صفاي بهشتی گردد. دلیل این­ که در دنیا این همه بدبختی و رنج و عذاب وجود دارد، این است که آدم‌­ها غافل­اند و نمی‌دانند بر روی بوم وجود خویش، چه چیزی نقاشی کنند. زندگی به ­خودی خود، مانند یک بوم سفید نقاشی ا­ست؛ هرچه رسم کنی، همان رخ می‌­نماید؛ می­توانیم فلاکت و بدبختی و بیچارگی برآن رسم کنیم یا نقش شادی و خوشی برآن بیافکنیم. تمام شکوه و عظمت وجود انسان در این آزادی و انتخاب، خلاصه می‌شود.