چارچوب­‌های ذهنی - دکتر طباطبایی

تنها دو گروه نمی­توانند افکار خود را عوض کنند: دیوانگان و مردگان

چارچوب­‌های ذهنی هر کس در اثر تجارب قبلی شکل گرفته است. گاهی اوقات برای­مان فرصت­‌ها و امکاناتی به وجود می‌­آید که با استفاده از آن­‌ها می­توانیم زندگی خود را دگرگون کنیم. اگر از چارچوب­‌های ذهنی خود خارج شویم؛ متوجه می­گردیم که بسیاری از گرفتاری‌ها و مشکلات زندگی، در واقع فرصت‌هایی استثنایی هستند که برای­مان پیش­ آمده.

در دنیا هیچ چیزی به خودی خود دارای معنی نیست، بلکه درک، احساسات، رفتار و واکنش‌های ما نسبت به آن‌ها شکل می­دهند. هر احساسی فقط در زمینه و چهارچوب خاصی معنی پیدا می­کند. به بیانی؛ بدبختی مفهومی انتزاعی است. کسی که داروخانه یا آزمایشگاه دارد، از بیماری من و شما احساس رضایت می­کند.

ما وقایع را برحسب تجارب قبلی خود تفسیر می­کنیم. در بسیاری از اوقات، اگر چهارچوب­ عادات را کنار بگذاریم، پی به روش‌های تازه‌تری می‌بریم. باید توجه داشته باشیم که ادراک و تصورات، اموری ایجادی و انتزاعی هستند. یعنی اگر چیزی را نامطلوب و زیان بخش می­دانیم در اثر پیامی است که درگذشته به ذهن داده‌­ایم و بر اساس آن برخی موضوعات را واقعی می‌­انگاریم. اگر چارچوب­‌های ذهنی خود را عوض کنیم و از زاویه­ دیگری به موضوع نگاه کنیم، می­توانیم عکس‌­العمل دیگری نشان دهیم. تغییر تصورات و ادراک بلافاصله روحیات و رفتار را عوض می­کند. موضوع بازسازی چارچوب­‌های ذهنی نیر همین است.

 در اصل ما دنیا را آن چنان که هست نمی­‌بینیم، زیرا ماهیت امور از نقطه نظرهای گوناگون قابل تفسیر است، بلکه نقشه‌ها و تصوراتی که در ذهن داریم، دنیای ما را می‌سازند. بیش­تر اوقات تجربیات قبلی توانایی ما را برای دیدن واقعیاتی که در اطراف ما می­گذرند محدود می‌سازند. با این وجود برای دیدن واقعیات راه‌های متعددی وجود دارد. دلالی که بلیط‌های مسابقه فونبال را در بازار سیاه گران­تر می­فروشد به نظر، فرد سودجوئی است، اما از نظر کسانی که بلیط گیرشان نیامده، یک نعمت به حساب می‌آید.

بهترین راه برای تبدیل افکار منفی به مثبت، تغییر چارچوب­‌های ذهنی است. برای تغییر چارچوب­‌های ذهنی دو راه عمده وجود دارد، و از هر دو طریق هم می­توان تصورات درونی را تغییر داد، درد و رنج را برطرف کرد و روحیه‌ای پُرنشاط و شاد در خود ایجاد نمود.

تغییر زمینه: یعنی این­که نشان دهیم هر اتفاق یا تجربه­‌ی ناخوشایند، در زمینه‌­ای دیگر می­تواند نتایج مثبتی داشته باشد. اختراعات بزرگ ریشه در مشکلات بشر دارند. افراد مبتکر و پیشگام می­توانند منابع مالی و فکری و خلاقیت خود را در راه‌های مفید به کار برند.

تغییر محتوا: عبارت از این است که ظاهر را حفظ، ولی معنای آن را عوض کنیم. به ­عنوان مثال شما ممکن است بگوئید: «دخترم خیلی حرف می­زند»، تغییر محتوا این است که عنوان کنید: «دخترم با هوش است، چون همیشه حرفی برای گفتن دارد».

تغییر زمینه و محتوای هر محرک، معنی متفاوتی را در ذهن تداعی می­کند، در نتیجه روحیه و رفتار شخص تغییر می­کند. هیچ چیز در جهان به نفسه خوب یا بد نیست. ما قدرت مهار اعمال خود را داریم. می­توانیم جریان حاکم بر ذهن­مان را اداره کنیم. تغییر چارچوب­‌های ذهنی، یکی از بهترین شیوه‌های دستیابی به افکار مثبت است. ما هر واقعه را در چهارچوب خاصی قرار می­دهیم. گاهی با تغییر واقعه، آن چهارچوب را عوض می­کنیم.

تغییر چهارچوب­ ذهنی هم در زمینه‌ی برقراری ارتباط با خود و دیگران دارای اهمیت است. اهمیت آن در ارتباط با خود، معنایی است که به هر واقعه می­دهیم. کسی که بتواند چهارچوبی معین را ایجاد کند قدرت نفوذ در دیگران را دارد. بیش­تر موفقیت­‌های بزرگ، بر پایه­ تغییر چارچوب­‌های ذهنی، یعنی تغییر تصورات و چگونگی ادراک و تغییر احساس یا رفتار صورت گرفته است. نفوذ در افراد و تشویق و ترغیب آنان چیزی جز تغییر چارچوب­‌های ذهنی آنان نیست.

بیش­تر چارچوب­‌های ذهنی ما را دیگران می­سازند، نه خودمان. تبلیغات و رسانه‌ها یکی از عوامل موثر بر چارچوب­‌های ذهنی ما می‌باشند، که به راحتی نسبت به آن واکنش نشان می­دهیم. تبلیغات چیست؟ عملی است که شرکت‌های بزرگ صنعتی یا رسانه‌های همگانی تلویزیون و مطبوعات انجام می­دهند تا چهارچوب‌های ذهنی مردم را عوض کنند.

بسیاری از ما، کار بازسازی چهارچوب­‌های ذهنی را، در ارتباط با دیگران آسان­تر به انجام می­رسانیم تا در رابطه با خودمان. فقط افراد اندکی درباره چگونگی تغییر چهارچوب­‌های ذهنی‌شان فکر می­کنند. باید وقایع زندگی را در چارچوب­‌های ذهنی قرار دهیم که برای ما مفید واقع شوند. یکی از راه‌ها، تفکر دقیق و آگاهانه است. راه دیگر تجسم وقایع ملال­آور با دیدگاهی نو است.

گفتیم یکی از راه­‌های تغییر چارچوب­‌های ذهنی آن است که واقعه یا رفتار معینی را به صورت دیگری معنی کنیم. در مواردی که مشکل پیچیده‌ای رخ دهد، شاید لازم باشد یک رشته تغییرات کوچک در چهارچوب ذهنی بدهیم تا بتدریج حالت روحی دلخواه حاصل شود.

با تغییر چهارچوب‌های ذهنی تقریباً می­توان افکار منفی را از میان برد

نکته­ مهم این است که همه رفتارهای انسان دارای هدفی است. کسی که سیگار می­کشد قصدش این نیست که مواد سرطان‌زا را وارد ریه خود کند. بلکه سیگار، در بعضی از موقعیت‌ها اجتماعی به او آرامش و احساس راحتی می‌بخشد، یعنی سیگار کشیدن برای او نتیجه­ خاصی دارد و آن را جهت رفع نیازی می­کشد.

بدین جهت در برخی موارد تغییر رفتارها، بدون روب­رو شدن با نیازی که در پشت آن­‌ها پنهان شده غیرممکن است. می­توان کاری کرد که افراد نسبت به سیگار تنفر پیدا کنند، اما به نظر باید رفتار تازه‌ای را جایگزین آن کرد طوری که عوارض منفی نداشته باشند. اگر سیگار موجب احساس آرامش، اعتماد و تمرکز در فرد می­شود، باید کاری کنیم که نیازهای مزبور به نحوی حساب شده، توسط رفتار جایگزین رفع شود.

معمولا توجه ما بیش­تر به راه‌هایی است که افکار و رفتار منفی را به مثبت مبدل کنیم اما نباید شیوه­ تغییر چهارچوب‌های ذهنی را به ­عنوان روش درمانی در نظر گرفت، بلکه در واقع روشی برای درک امکانات و استعدادها است، خصوصیاتی که بتوان آن‌ها را از این طریق بهبود بخشید، معدودند. رهبران و استادان فن ارتباط در کار تغییر چهارچوب‌های ذهنی نیز مهارت دارند. آنان می­دانند که چگونه در افراد انگیزه ایجاد کنند و روحیه­ی آنان را تقویت نمایند و برای این کار از هر اتفاقی بهره ­برداری می­کنند.

 داستان معروفی از تام واتسون بنیان­گذار شرکت «آی­ بی ­ام» نقل می­کنند که یکی از کارکنانش اشتباه بزرگی مرتکب شد و مبلغ ده میلیون دلار به شرکت ضرر زد. این کارمند به دفتر تام واتسون احضار شد، او به محض ورود گفت: «تصور می­کنم باید استعفا دهم»، تام واتسون گفت: «شوخی می­کنید. ما همین الان مبلغ ده میلیون دلار بابت آموزش شما پول داده­‌ایم».