تاثیر-تخریبی-منفی-نگری-دکتر طباطبایی

کسی که از ریشه‌ی مشکلات خود خبر ندارد و نمی­داند که منفی­‌نگر و بدبین است، اصلا به درمان آن اقدام نمی­کند. چنان­چه واقعیت را بپذیریم که شخصیت ما سازمانی باز و گشوده است و امکان تغییر و تحول در آن وجود دارد؛ در این صورت در جهت ریشه ­کن نمودن صفات شخصیتی و اخلاقی ناپسند خویش تلاش خواهیم کرد.

به هر میزان که شناخت آدمی از موضوعات، کامل­تر و عمیق‌­تر شود، موجب ایجاد­ بینشی واقع­‌بینانه و شفاف‌تر می­گردد. تمایز بین «حادثه» و «تفسیرحادثه» با رویکرد ما به زندگی، محصول و برآیند تجربیات گذشته ماست، ولی این اشتباه است که تجربیات تلخ و منفی گذشته‌مان را به رویدادهای جدید تعمیم دهیم. باید میان «حادثه» و «تفسیرحادثه» تفاوت قایل شد؛ مثلا حادثه مشابه‌ی را دو شخص به دو­گونه­‌ی متفاوت تعبیر و تفسیر می­نمایند، یکی به ­لحاظ خوش­بینی، برداشت مثبت و سازنده‌­ای از موضوع دارد و دیگری به ­حسب بدبینی، تلقی ناگواری از همان واقعه دارد.

نظام ذهنی فرد بدبین، به­‌گونه‌­ای است که خود را بد و گناهکار نمی‌­بیند؛ بلکه گناه را به گردن دیگران می­‌اندازد. درحالی که مشکلات در نفس سرکش و چارچوب غلط ذهن اوست. از این­رو اگر انسان نسبت به خداوند و خَلق او نظر خیر و نیک ندارد، به این علت است که در خود فضیلتی نمی­بیند؛ از چنین انسانی گمان خیری انتظار نمی­رود مگر خود را اصلاح نماید و نظام ذهنی­‌اش را تغییر دهد. قبل از این­که به دیگران شک کند، به دید و فکر خود شک کند.

کمتر کسی پیدا می­شود که فکر منفی و گمان بد به سراغش نرود؛ اما مهم، مدیریت آن­‌ها، نحوه برخورد و واکنش در مقابل آن است. بهترین کار پیش­گیری است، افکارمنفی- منفی‌­نگری- منفی­‌بینی- خیالات منفی و در نهایت بدبینی نیز شبیه بیماری­‌های عفونی و امراض واگیر؛ مسری­‌اند و باید توسط واکسن­‌های پیش­گیری جلوی نفوذ ویروس آن­ها را گرفت. در غیر این صورت تاثیر تخریبی منفی‌نگری گسترده است.

با گوش ندادن به حرف­‌های منفی، اجتناب کردن از آدم­‌های منفی‌بین، پرهیز از اجتماعاتی که منفی­‌گویی و بدبینی و منفی‌نگری در آن­جا رواج دارد و نَقل محفل است. به­ طورکلی دوری از همه‌ی عواملی که باعث می­شود افکارمنفی در ما ریشه­ دواند یا تقویت شود، و برعکس توسل جستن به عناصری که موجب مثبت­ اندیشی، مثبت‌بینی و مثبت‌نگری می­گردند.

خبر خوب این است که کار درونی و مداوم و پایا می­تواند عادت‌های فکری را تغییر دهد (الگوهای ذهنی). اما چ­طور با افکارمنفی­ و تاثیر تخریبی منفی‌نگری کـه تـوانایی ضربه زدن به ما را دارند و اطمینان و اعتمادمان را از بین می­برند، کنار بیاییم؟ اولین و مهم­ترین مساله این­­که؛ افکارمنفی به­ دلیل ذات متزلزل و ضعیف­‌شان در چهارچوب یک ذهن قوی و محکم نه اثری دارند، نه­ کاربردی، و دوم باید بدانیم چگونه در برابر هر حادثه­‌ای واکنش نشان داده و آن را زیر سلطه­ بگیریم، حتا اگر یک فاجعه به نظر برسد. اگر پیام­‌هایی­ که افکارمنفی به­ ذهن می­فرستند را نادیده بگیریم، آن­ها رفته­ رفته مجبور به عقب­ نشینی می­گردند و به­ مرور می­توانیم مثبت­ اندیشی را جانشین­‌شان کنیم.

در دام افكار مخربِ­ منفي، که هم­چون ویروس­‌های کامپیوتر هستند، نيفتادن امر خیلی مهمي­ است، آن­ها تاثير تخريبي و ويرانگرِ عميقي بر ذهن و سيستم عصبي دارند. یعنی تاثیر تخریبی منفی‌نگری و افکارمنفی مانند سلول‌های سرطاني گسترش ­می­یابند همیشه پيش­گيري از درمان بهتر است. بايد سدي در برابر افكارمنفي (ويروس­‌هاي مخرب) درست ­كرد و به شكار انديشه‌هاي مثبت رفت و جنبه­‌هاي خوب هر رويدادی را ديد (نيمه­‌ی پرليوان).