مهارت اصلی موفقیت چیست؟ - دکتر طباطبایی

مهارت اصلی موفقیت چیست؟

قبل از هرچیز باید از خودمان بپرسیم که اصلا در زندگی دنبال چه هستیم و چه خواسته و آرزویی داریم؟ و بعد آیا برای رسیدن و دستیابی به هدف‌مان هیچ نقشه‌ای را برنامه‌ریزی کرده‌ایم؟ اگر جوابمان مثبت است از چه الگویی پیروی می‌کنیم. موضوع بسیار جالبی که در این جا بدان اشاره می‌کنم این است که اغلب افراد برای فارغ التحصیل شدن در یک رشته دانشگاهی باید حداقل ۴ تا ۶ سال درس بخوانند و زحمت بکشند و تازه بدون تجربه عملی در رشته مربوطه به دنبال یافتن کار برآیند.

یا یک نفر که قصد دارد نجار یا شناگر شود باید سال‌ها نزد مربی و استادی شاگردی کند تا فوت و فن رشته‌ی مربوطه را بیاموزد و حرفه‌ای شود, نکته‌ی مهمی که مد نظر است هیچ کدام از ما برای دستیابی به آرزوها و خواسته‌های قلبی خودمان دنبال یادگیری مهارت نمی‌رویم.

اکثر آدم‌ها می‌نشینند, دست روی دست می‌گذارند و منتظر می‌مانند تا کسی در بزند و خواسته‌های آنان را تامین کند. در حالی‌که برای صعود به قله‌ها باید کوهنوردی آموخت, ابزار تهیه کرد و سختی و مشقت راه را تحمل کرد. یکی دیگر از عوامل مؤثر در راه رسیدن به موفقیت نزدیک شدن و مجاورت با افراد مثبت و موفق دیگر است و تامین کردن انرژی فکری و ذهنی خود از آنان کوه‌نوردان کهنه‌کار منبع بسیار غنی از تجربه برای راهنمایی و مشورت و الگو برداری هستند.

قانون جبران خسارت

هرکسی بدنبال اصلاح و پرورش شخصیت خویش است, برخی از پژوهشگران این موضوع را زیر عنوان قانون جبران خسارت مطرح کرده اند. چیزی شبیه کاشت و برداشت یعنی ما محصولی را برداشت می‌کنیم که تخم و نهال آن را کاشته ایم. از این رو برای برداشت محصول مناسب باید نهال پرورشی خود را اصلاح کنیم. در نتیجه برای اصلاح رفتار و اعمال خودمان باید به ریشه ها باز گردیم و با شناخت در صدد اصلاح خودمان برآییم یعنی خطاهای تربیتی خود را جبران نماییم. یعنی همواره به واسطه تلاش هایی که انجام میدهیم خسارت رفتاری خود را جبران خواهیم کرد. به بیانی ساده تر آنچه ما امروز درآمدمان است و امثالهم ماحصل تلاشمان در گذشته بوده. ماحصل اصلاحاتی بوده که قبلا انجام داده ایم در نتیجه اگر میخواهیم در آینده اوضاع مالی- احساسی- معنوی- و … ما بهتر و مطابق میلمان باشد پس باید امروز دست به اصلاح امور و جبران خسارت گذشته زنیم. میزان تلاش خود را افزایش دهیم.

فضای ذهنی

حالات روانی- احساس خوشبختی- رضایت- احساس شادمانی و … نیز حاصل آن چیزهایی است (نهال) که در گذشته در ذهن خودمان کاشته ایم و پرورش داده ایم. اگر فضای ذهنی ما چارچوب های ذهنی ما الگوهای دهنی ما و به عبارتی پیش نویس های ذهنی ما بر محورهای مثبت نگری و نیک اندیشی و موفقیت و شادی شکل گرفته باشد. قطعاً در فعالیت ها و اعمال روزانه نیز از همین موارد موجود در ذهن و ابزارهای آن استفاده میکنید و دست به اصطلاحات با جبران خسارت میزنید. و اگر همه چارچوب ذهنی منفی و بدبینی باشد مسلماً در اصلاح و پرورش خود ناتوان خواهیم بود. با بررسی و مطالعه زندگی و عملکرد افراد موفق در هر زمینه ای به این نتیجه میرسیم که همواره آنان سعی در کسب حداکثری در قبال دفع حداقلی داشته اند. کار بیشتری نسبت به حقوق دریافتی انجام میدادند تا تجارب و مهارتهایشان را ارتقا دهند تا به چشم آیند و مورد توجه قرار گیرند و فرصت های بهتری برای ترقی به دست آورند اگر فروشنده است اگر رییس شرکت است اگر مربی مرزش است با از خودگذشتگی و ارایه بهتر و بیشتر از وظایف خود اغلب مورد تحسین و ستایش زیر دستان – مشتریها و مراجعین و طرفدارانشان قرار میگیرند. یکی از مسولیت های مهم ما در زندگی توجه به قانون علت و معلول و تبعات آن میباشد, چه بخواهیم و چه نخواهیم این قانون در روند زندگی ما کار خودش را انجام می دهد. اگر آب جوش میخواهیم باید کتری را روی شعله گاز بگذاریم, اگر گاز خاموش باشد, آب درون کتری سرد میماند.

در نتیجه وظیفه هرکس توجه و تمرکز نتایجی است که تلاش ها و اعمال او به جا میگذارد. اگر در جهت درستی کاری را انجام دهیم, حتماً به نتایج مورد نظر خودمان می‌رسیم.