ریشه ناهنجاری‌ها - دکتر طباطبایی

ریشه ناهنجاری‌ها :

ریشه ناهنجاری‌ها و هنجارهای انسان در کانون خانواده شکل می­گیرد. یعنی کوچکترین هسته اجتماع نقشی تاثیرگذار در پرورش افراد دارد. اولین کلمات و عبارات را فرزند از والدین خود می­آموزد. درنتیجه والدین موظفند با تربیت صحیح و ارتقا باورهای دینی فرزندان، آنان را از انحراف به بی‌راهه باز دارند. اگر نیازهای عاطفی فرزندان در خانه تامین نشود، آنان خلاء عاطفی خود را در بیرون از خانه جستجو می­کنند.

پدر و مادری که متوجه مصرف سیگار توسط فرزند خود می­شوند، بدون توجه به مسائل جانبی اگر در برابر دیگران با او برخورد فیزیکی ­کنند، باید بدانند این امر علاوه بر از بین بردن پرده‌­های احترام و حرمت، فرزند را بیشتر ترغیب به مصرف سیگار می­کند.

بارها شاهد بوده‌ایم زمانی­ که فردی معتاد می­شود، خانواده به دلیل عدم برخورداری از روش‌­های صحیح و فنی از عباراتی نظیر «برو معتاد» استفاده کرده­‌اند که این مساله فرزندان را بیشتر به سمت این بلای خانمان‌سوز سوق داده است.

بی‌اطلاعی و نداشتن مهارت‌های لازم بسیاری از والدین را در برخورد با چنین مسایلی دچار مشکلات بزرگتری کرده است. باید به نیازهای عاطفی فرزندان توجه شود، آن­ها را ارزشمند دانسته و تایید کرد زیرا در صورت رعایت نکردن آن­ها، عقده و فشارهای روانی در آینده در فرزندان بروز می­کند.

بی‌توجهی به این مسایل می­تواند منجر به درگیری­‌های کلامی یا حتی فیزیکی شود و کم‌کم آن­ها را از خانواده دور کند و به سویی کسانی هدایت­شان کند که تایید شوند. جوانان وقتی از سوی این جمع که در بیشتر مواقع افراد منحرف و بزهکارند تایید شود، احساس می­کند دیگر کسی نیست که به او گیر دهد و سرزنش و تحقیرش کند، در نتیجه ممکن است به هر پیشنهاد و یا درخواست آن­ها پاسخ مثبت دهد.

همه انسان­ها به توجه و تایید دیگران نیاز دارند، ولی بیشتر والدین توجه درخوری به فرزندشان که وارد منزل می­شود، نمی­کنند. اغلب پدر و مادرها استفاده از کلمات محبت ­آمیز و دلگرم کننده در کانون خانواده استفاده نمی­کنند. دختران و پسران در هر سنی نیازهای عاطفی دارند. پدر و مادر موظفند به این نیازها پاسخ دهند. والدین برای بوسیدن و نوازش فرزندان خود نباید تعلل کنند. در حالی که متاسفانه بسیاری از والدین این را از فرزند خود دریغ می­کنند.

بی­ توجهی به مسایل یاد شده باعث می­شود دختر و پسر در خارج از کانون خانواده جذب افرادی شوند که به نیازهای عاطفی آنها پاسخ دهند، هر چند در این میان ارتباطات مخرب و آسیب‌های اجتماعی از جمله اعتیاد شکل خواهد گرفت. بسیاری از جوانان به خاطر حضور در چنین جمع­‌هایی، آلوده به مواد مخدر و انواع جرم و بزهکاری شده­‌اند، این مساله تا جایی پیش می­رود که دیگر راه چاره‌ای برای خروج از مهلکه وجود ندارد.

والدین در بیشتر مواقع فرزند تخریب شده و شکست خورده را مایه ننگ دانسته و از خانه می­رانند، این کار سبب می­شود، فرد به کارتن خوابی ولگردی و فحشا روی آورد. در حالی که خانواده ظرفیت و توان کمک به فرزند و هدایت او را دارد. به بیان روشن‌تر توان خانواده برای نجات فرزندان زیاد است. فرزندان به خصوص جوانان نیاز فراوان به تایید و تعریف دارند، چه دست نوازشی سالمتر از دستان پدر و مادر است که می­تواند جوانان را پایبند و دلگرم به خانواده کند و از خطرات احتمالی در کمین مصون نگه دارد.

زمانی که فردی تصادف کرده یا دچار سانحه­‌ای می­شود و به بیمارستان منتقل می­شود، پرسنل اورژانس از او سوال نمی­کنند چه شده، آن­ها در وهله اول به فکر تثبیت علائم حیاتی و نجات مصدوم هستند.

فرزندان دچار آسیب­‌های اجتماعی مانند همان بیمار اورژانسی هستند، وقتی این افراد به همراه شکست­‌ها و حقارت­‌های اجتماعی وارد خانه می­شوند، باید والدین مانند پرسنل اورژانس رفتار و به علائم حیاتی او توجه کنند تا بتوانند او را نجات دهند.

­بسیاری از والدین همواره دلایل مختلفی را برای فرزندی که پا به راه کج گذاشته و دچار آسیب­ اجتماعی نظیر اعتیاد شده بیان می­کنند و او را مسوول و مسبب می­دانند. در صورتی که بسیاری از صاحب نظران و کارشناسان، نقش والدین را در تربیت فرزندان بسیار مهم دانسته و ریشه شکل­ گیری انواع رفتار در فرزندان را نتیجه بازتاب رفتار والدین می­دانند.

بدون شک اگر والدین با فرزندان خود رفتار منطقی و احترام آمیز و در مواقع خطاها و اشتباهات، با آنان برخوردی صحیح و تبیین­ گرایانه داشته باشند، جلوی قصد و تمایل فرزندان را برای خانواده گریزی و انحراف به بی­‌راهه را مسدود خواهند ساخت.