پدر خودخواه و خشن - دکتر طباطبایی

پدر خودخواه و خشن :

چندی پیش با سوال یکی از کاربران مواجه شدم، به نظرم آمد شاید برای خیلی مفید باشد:

پدرم چند سالی است مغازه‌اش را فروخته و خانه‌نشین شده است و بااینکه فقط ۶۰ سال دارد می‌گوید از کار کردن خسته شده‌ام. تمام پول حاصل از فروش مغازه را خورده و الان دیگر پولی نداریم. فقط ماهی ۳۵۰ هزار تومان از سود پولی که از بانک می‌گیرد برایمان مانده است. با این پول نمیتوان زندگی کرد، ما به شدت در تنگنای مالی گیر کرده‌ایم. به من یا مادرم هم اجازه کار کردن نمیدهد و می‌گوید صرفه‌جویی کنید تا پول تا آخر ماه برایمان باقی بماند. تقریبا هرماه آخر ماه که پولمان تمام میشود فقط میتوانیم نان و نیمرو یا حتی نان خالی بخوریم. من دانشگاه دولتی قبول شدم اما اجازه نداد بروم چون می‌گوید محیط دانشگاه مناسب نیست. من و مادرم باید فقط در خانه بمانیم و با هیچ کس رفت و آمد نکنیم. پدرم به شدت عصبی و شکاک است و نمیتوانیم با او صحبت کنیم تا راضی شود من درس بخوانم یا کار کنم. حتی اینترنت را بد می‌داند و نمیداند من از اینترنت استفاده میکنم وگرنه با اینکه ۳۰ سال دارم، مرا کتک میزند. همیشه اگر اعتراض کنیم اول یک دعوای شدید می‌گیرد و بعد می‌گوید فقیرتر از ما هم وجود دارد، باید قانع باشید. بااین شرایط ما چگونه باید زندگی کنیم؟

پاسخ:

برای پاسخ جامع و کامل احتیاج به اطلاعات بیشتری داریم، از قبیل چند فرزند هستید، پدرتان چه اندازه تحصیلات دارد، آیا از نظر بالینی مشکل روانی خاصی مثل: پارانویا، اختلال شخصیت یا دوقطبی و امثالهم ندارد. ولی با توجه به همین اطلاعات خدمتتان عرض میکنم که همه انسان‌ها تحت تاثیر تصاویر ذهنی کسب کرده در دوران کودکی و پیام‌هایی هستند که از محیط زندگی به ویژه پدر و مادرشان دریافت کرده‌اند و در اصطلاح به چنین پیش‌نویس‌های ذهنی «والد» میگوییم. شخصیت والد هر انسانی دربرگیرنده مجموعه قوانین، باورها، سنت‌ها و اصولی است که چارچوب ذهنی او را شکل میدهد، و هر فردی براساس چارچوب‌های ذهنی یا همان الگوهای ذهنی‌اش با محیط اطراف برخورد، تعامل یا تقابل میکند، و در این میان عقل و خرد چندان جایگاهی ندارد. ناگفته نماند که والد میتواند سرکوبگر، سرزنشگر، و یا حمایتگر باشد، که شدت و ضعف هم دارد. انسان اگر کاری خارج از چارچوب‌های ذهنی‌اش انجام دهد دچار احساس ناامنی روانی و تهدید میشود که بسیار مخرب است. ازاینرو اغلب افراد ترجیح میدهند صرفا براساس الگوهای ذهنی خودشان عمل کنند. به طورکلی انسان دارای سه جنبه شخصیت: والد – بالغ – کودک است که در افراد مختلف شدت و ضعف دارد.

ولی مسئله اصلی نحوه برخورد ما با پدری است که به شدت والدی سرکوبگر و قوی دارد و خود را عقل کل میداند. حتما تجربه داشته‌اید که با او به هیچوجه نمیتوانید منطقی بحث کنید، چون پدری با والد قوی صرفا مثل نوار ضبط شده فقط حرف خودش را میزند، اصلا حرف‌های شما را نه می‌شنود و نه اهمیت میدهد. خوب پس چه باید کرد؟

در برخورد با این پدر یا هرکس دیگری با چنین خصوصیاتی، تنها باید مهارت عقب راندن شخصیت والد او را داشته باشیم، و بتوانیم کودک یا بالغ او را فعال نماییم. غالبا افرادی با والدی به شدت کنترلگر جنبه شخصیت کودکشان هم ضعیف است. معمولا یکی از راه‌های مناسب، پس راندن والد، یا انداختن توپ در زمین اوست، یعنی طرح سوالاتی هدفمند که مجبور به قیاس کردن و تجزیه و تحلیل شود!! البته توجه داشته باشید از مولفه‌ها و المان‌های ذهنی خود او در طرح سوالات استفاده کنید. اگر والد عقب‌نشینی کند، جنبه بالغ شخصیت او وارد صحنه میشود که در این حالت میتوانید با او بحث منطقی کنید.

در چنین خانواده‌‌هایی با وجودی‌که به نظر میرسد همه قدرت دست پدر سرزنشگر است، ولی فرزندان و مادر نیز دارای قدرت هستند که معمولا از آن استفاده نمیکنند. به بیانی بهتر دختری جوان قطعا دارای قدرتی درونی برای نفوذ و عقب راندن جنبه والد شخصیت پدر است ولی خود را دست کم گرفته و کاری نمیکند. متاسفانه در اکثر چنین مواردی فقط دختر و مادر با والد پدر رودرو شده و با بحث‌های فرسایشی بی‌نتیجه موجب تقویت بیشتر والد پدر و تضعیف بیشتر خودشان میشوند.

درصورت نیاز

مثال: صد بار بهت گفتم حق نداری از خونه بری بیرون.

 یعنی همش تو خونه بمونم؟

بعله این حرف منه، بحثی هم نداریم.

راست میگی پدرجان، حق داری محیط جامعه اصلا خوب نیست!

قربون آدم چیز فهم.

ولی بعضی وقتا دلم خیلی میگیره؟(ترحم برانگیز)

سرت رو با یک کاری گرم کن.

میشه بعضی وقتا باهم بریم بیرون؟

حوصله‌اش را ندارم، تازه کجا بریم؟

همین دوروبر