فقط امروز را داریم - دکتر طباطبایی

فقط امروز را داریم :
اگر عزم­ خود را جزم کرده‌­ایم تا زندگی شیرینی را رقم بزنیم، نباید از اشتباهات اندوهگین باشیم، و ناکامی‌های گذشته را در ذهن­مان مرور کرده، و بی‌جهت از کاه، کوه بسازیم. انسان­‌های خوش­بخت فقط از گذشته درس می­گیرند، در زمان حال زندگی­ می­کنند و همواره آینده‌­ای زیبا را در ذهن‌­شان ترسیم می­نمایند. راز شاد زیستن، صبر و شکیبایی­ است. برای لذت بردن از زندگی نباید نگران اتفاقاتی باشیم که هنوز رخ نداده­‌اند. (نگرانی یعنی تمرکز بر جنبه‌های منفی یک قضیه. نگرانی چشم و عقل ما را بر روی راه‌کارهای مثبت می­بندد و اجازه نمی­دهد راه­‌حل مناسبی برای خروج عقلانی از بحران پیش­ آمده را پیدا کنیم. نگرانی زمینه‌ساز بسیاری از ناهنجاری‌های روانی­ است گرچه خود معلول مشکلات روانی دیگری می­باشد).

 ناراحتی مربوط به­ گذشته است فرقی ندارد؛ چند دقیقه یا چند روز پیش. نگرانی قسمتی از آینده است، آن­ هم درباره­ موضوعی که فقط ممکن است اتفاق بیفتد. وقتی نگران هستید، دست از کار بکشید؛ یک لحظه تامل کرده و خوب فکر کنید. به واقع در آن­ موقع چه­ کاری از دست شما برمی‌آید؟ (نگرانی عادتی­ است که همه­ دچار آن هستیم) نگرانی­ در هیچ شرایطی نه ­تنها کمکی برای حل مشکل نیست، بلکه برعکس قدرت تفکر و نیروی ذهنی ما را نیز زایل می­کند.

چارچوب‌های ذهنی، تعیین‌کننده­ اصلی مسیر احساسات است. ما به طور ناخودآگاه بر اساس تصورات، تصاویر، تجارب شخصی و باورها و الگوهای ذهنی‌مان، رویدادها، حوادث و آن‌چه در پیرامون‌مان می‌گذرد را مورد قضاوت قرار داده، و نسبت به آن­ها واکنش روانی (بازتاب) منفی یا مثبت نشان می‌دهیم. واکنشی­ که ­بیش­تر اوقات به­ اتفاقات نشان می‌دهیم منفی­ است. بازتاب‌های منفی ما ریشه در زیرساخت‌های روان‌مان دارد. اگر در هر رویدادی قضاو‌ت‌های منفی را کنار بگذاریم، گامی برای رسیدن به دروازه‌های بی‌کران آرامش برداشته­‌ایم.

برای این­ منظور باید توهم و نگرش‌های کهنه را دور ریخت و به رخدادها و پیشامدها به شکل دیگری نگاه کرد. طرز تلقی و احساس ما از هر واقعه و رویدادی که با آن روبه‌رو می‌شویم، در ذهن­مان قرار دارد و این افکار درونی ما هستند که به بیرون منتقل می‌شوند. سوابق احساسی مثل: ترس، رنج، عشق، خوشی، ناامیدی، خشم، نفرت و… در بایگانی ذهن طبقه­‌بندی شده و در اثر آن‌چه برای­مان اتفاق می‌افتد، یکی از آن­ها را احضار می­کند که در نتیجه دستخوش آن حس و حال می‌شویم. یعنی ذهن ما اطلاعات گذشته را که تضادهای حل نشده را در خود ثبت کرده است به واقعه­ زمان حال انعکاس (انتقال) می‌دهد.

بیش­تر اوقات به ­اشتباه باور می‌کنیم که احساسات ما توسط دنیای پیرامون ایجاد می‌شوند و ناراحتی، اندوه و رنج‌ها ناشی از عوامل بیرونی­ است و مایلیم باور کنیم که اگر در زندگی؛ خلل، اشتباه یا غمی هست علت آن در همان دنیای بیرون قرار دارد. البته نمی­توان منکر این مساله شد که همه ما آدم هستیم و تاثیرپذیر از­ محیط اطراف و با دیدن یا شنیدن مطالب گوناگون یا وقایعی که برای­مان رخ می­دهد، احساسات­مان جریحه­ دار شده، غمگین یا خوشحال می­شویم. هیچ جای شکی در این نیست.

اضطراب، رنج، خشم، تردید، نگرانی، بیزاری، ترس و درنهایت افسردگی عوارضی حاصل از تضادهای درونی هستند. برای رسیدن به آرامش،‌ شادی و عشق باید افکار و احساساتی را که تضاد و اختلاف به­ وجود می‌آورند تغییر داد و چون هرکس تنها خود از آن‌چه در ذهن‌اش می‌گذرد خبر دارد پس فقط خود او می‌تواند آن افکار را دگرگون کند (شکی نیست که در شرایط حاد باید از روان­کاو کمک گرفت). زمانی که مشتاق باشیم، می‌توانیم شادی و آرامش درون را انتخاب و در هر ثانیه زندگی­ کنیم. برای این­کار کافی­ است افکار آمیخته به­ آرامش را در ذهن­ خود بپروانیم.

ذهن بیش­تر آدم­ها مخزن زباله‌های عاطفی‌ است. انواع تمایلات و قضاوت‌هایی که هیچ‌گونه تسلطی بر آن‌ها نداریم در فضای مستعد ذهن جاری می‌شود و بی‌ آن­که بدانیم؛ درهم ­ریخته، درمانده، افسرده و به­ نوعی برده­ افکارمان می­شویم. بسیاری از افکار­منفی را مرتب تکرار می‌کنیم در مکالمات­مان سخنان منفی بر زبان می‌آوریم، درباره­ دیگران و اوضاع و احوال روزگار و رویدادها قضاوت‌های انتقادآمیز و بی‌پایه و اساس می‌نماییم. دیگران را افرادی نالایق و تهی از عشق می‌دانیم و… وقتی ذهن‌ سرشار از افکار منفی‌ است چگونه انتظار داریم که احساس خوشی و سعادت – که ریشه در مثبت‌اندیشی و نیک‌نگری دارد – داشته باشیم. با این­که به­ نظر می‌رسد این افکار منفی تصادفی یا به دلیل عوامل بیرونی راه به ذهن ما یافته‌اند، اما در اصل خود ما آن­ها را به ذهن‌مان راه داده‌ایم.