آموزش و یادگیری - دکتر طباطبایی

از جمله نظریه‌­هایی آموزش و یادگیری که در سال‌های اخیر، توجه جامعه‌­شناسان را در تبیین و تحلیل مسایل اجتماعی موجود در عرصه­‌های مختلف اجتماعی؛ از قبیل تربیت، هنجارسازی، خشونت و… را به خود معطوف کرده، دیدگاه کارکردگرایی ساختاری است. دیدگاه کارکردگرایی ساختاری به نقش نظام‌های اجتماعی، اجزاء ساختارها، یا نهادهای مختلف در یکپارچگی، هماهنگی، سازگاری و سلامت کل نظام یک جامعه توجه دارد. الگوی نظری ذکر شده مبتنی بر این اصل است­ که: «نهادهای اجتماعی برحسب کارکردهای ضروری­شان قابل فهم هستند.

دراین دیدگاه، نهادها براساس نقش و سهم‌شان در رابطه با سایر بخش­‌ها یا جنبه­‌های یک نظام تبیین می­شوند. طبق دیدگاه «کارکردگرایی ساختاری»، هر نظام اجتماعی برای حفظ موجودیت خود با نیروها، پتانسیل و ظرفیت موجود در جنبه‌های مختلف زندگی اجتماعی، وضعیتی متعادل دارند، به‌گونه­‌ای که امکان حیات­ و عملکرد مؤثر آن را ممکن می­سازد. این تعادل در راستای گسترش و شکل‌گیری همبستگی، ارزش‌های مشترک و کارکرد هماهنگ در عرصه­‌های اصلی زندگی اجتماعی (مانند: خانواده، اقتصاد، دین، آموزش و پرورش، ورزش، سیاست و…) به‌طور «طبیعی» به دست می‌آید.

به ­غیر از امور غریزی، بیش­تر رفتارهای انسان تحت‌­تاثیر آموزش و یادگیری است و تا حدی هم برگرفته از توارث، البته برخی روان­شناسان نقش ژن را خیلی پُررنگ می­دانند، درجایی که بسیاری دیگر از دانشمندان تاثیر محیط‌­های اجتماعی، آموزشی و در نهایت بصیرت و بینش انسان را عاملی قالب بر همه­ این­‌ها می­شناسند. ولی آن­چه برای ما اهمیت دارد، این است که با آموزش می­توان انسان را نسبت به انجام برخی امور شرطی کرد.

گروهی از روان­شناسان ادعا کرده‌­اند که رفتار پیچیده­ انسان غیر از مجموع رفتارهای جزیی است. آن­ها معتقدند که شرطی شدن، نمی­تواند همه­ نمونه­‌های رفتاری آموخته شده را تشریح کند، و انواع دیگری را عنوان کرده‌اند که در میان­شان یادگیری از راه ­بینش، یادگیری پنهان و یادگیری مشاهده‌­ای را نام می­برند.

به‌طورکلی یادگیری عبارت است از تغییر پیوندها در مغز، و رفتار اکتسابی انسان پاسخ یا پاسخ­‌هایی می­باشد که از تغییر این پیوندها حاصل می­شود. در واقع ما از روی رفتار یا از روی پاسخ اکتسابی متوجه می­شویم که تغییراتی در پیوندهای مغز به ­وجود آمده؛ یعنی یادگیری صورت گرفته است. برخی از رفتارها فطری­‌اند و نیاز به آموزش ندارد مثل: خشم، خندیدن ولی خیلی کارهای دیگر اکتسابی­ است، یعنی باید آن­‌ها را یاد بگیریم مانند: رانندگی، آشپزی، مهارت در یک رشته­ ورزشی و…

اصطلاح یادگیری اجتماعی برای همگان دارای معنای کاملا روشنی است، و هرکس در نظر نخست به مفهوم و کاربرد آن پی­ می­برد، اما برای توضیح بیشتر باید گفت؛ یادگیری اجتماعی آن­گونه رفتارهایی است که در میان افراد جامعه و محیط دارای جنبه­ تعاملی باشد. بعضی از این رفتارها خوشایندند و بعضی دیگر ناخوشایند. مردم می­کوشند به فرزندان­شان رفتارهایی را بیاموزند که در جامعه مقبول و مورد تایید اکثر افراد باشد.

هر رفتاری که از لحاظ اجتماعی مورد پذیرش قرار می­گیرد، نه تنها در هر فرهنگی تفاوت دارد، بلکه در هر گروه و دسته­ معینی نیز با هم فرق می­کنند. چنان­که رفتارهای مرسوم و مورد تایید در هر منطقه‌­ای از جهان با مناطق­ دیگر یکسان نیستند. افزون بر این­ها رفتارهای قابل قبول اجتماعی به سن و جنس افراد نیز وابسته­‌اند. رفتار بزرگ­سالان با کودکان و جنس­ مخالف و همتایان و برعکس به ­گونه‌­ای چشم­گیر با هم اختلاف دارد. به­ طورکلی باید آموخت که با هر جنس و دوره­‌های سنی چه رفتاری شایسته و مورد پسند جامعه است.

نکته­ اصلی این است که یادگیری اجتماعی فقط یک رشته رفتارهای جامعه­ پسند را شامل نمی­شود، بلکه باید بدانیم چه رفتارهایی در چه شرایطی قابل قبول نیستند. به سخن دیگر، یادگیری اجتماعی موثر با شمار بسیاری از رفتارهای تعمیمی و تخصصی سر و کار پیدا می­کند.

شاید یکی از مهم­ترین کارهای خانواده و مدرسه توجه به رشد و پرورش کودکان برای همنوایی و سازگاری با انتظارات اجتماعی باشد. این فرآیندها خواسته‌ها و ضابطه‌های فرهنگ یک جامعه را متناسب با جنس و سن کودکان همراه با مسوولیت‌هایشان به آنان منتقل می­سازند.