خانواده

ورود به حریم شخصی زوجین ممنوع

ورود به حریم شخصی زوجین ممنوع
نوشته شده توسط افشین طباطبایی

یکی از مولفه­ های موثر در روابط زن و شوهرها دخالت اطرافیان به­ ویژه خانواده­ های درجه اول هر دو طرف می­ باشد. دل کندن از فرزندان برای بعضی از پدرو مادرها سخت است. در نتیجه در زندگی آن­ها دخالتمی­کنند که موجب نارضایتی زن و شوهر از یکدیگر می­شود. ازجمله دخالت مادرشوهرها در زندگي خصوصی پسران­شان همراه با عيب­ جويي دائمی از عروس­ ها و رفتاركردن با پسران بزرگ­شان مانند يك بچه، موجب تيرگي روابط زن و شوهرها مي‌شود.

اشتباه برخی از والدین این است که با نیت بعضا خیر و دخالت بی­جا در زندگی فرزندان خود سنگ­ اندازی می­كنند. پدر و مادر با هر گونه دخالتی در زندگی فرزندان تنها به روابط زناشویی آن­ها آسیب وارد می­کنند. بعد از ازدواج اگر زن یا شوهر به طوركامل از والدین خود جدا نشوند احتمال بروز چنین مشكلاتی در زندگی زناشویی شان بیشتر است. بسیاری از زوجهایی كه طلاق گرفته­اند دخالت­های بی­جای والدین خود یا همسرشان را عامل جدایی آن­ها از یكدیگر می­دانند.

هنگامی كه کسی ازدواج می­كند باید قدرت تصمیم­گیری مستقل داشته باشد و اجازه ندهد كه اطرافیان در زندگی او دخالت کرده یا تصمیم بگیرند. دخالت برخی از والدین به اندازه­ای است که انتخاب همسر را به فرزندشان تحمیل و حتا در پاره ای موارد او را مجبور به طلاق می­کنند. نه تنها فرزندان برای رشد و تعالی خود نیازمند هدایت و راهنمایی والدین هستند بلکه پایه­ های شخصیت و معیارهای فکری آنان هم درکانون خانواده شکل می­گیرد. اگر این قابلیت بی حد ومرز باشد و حریم زندگی فرزند بعد از ازدواج رعایت نشود، مسلما به واسطه­ ی دخالت­های بی­جا موجبات ناسازگاری و کدورت بین زن و شوهر جوان خواهد شد. گاها پدر و مادرها معتقدند چون خود سرد و گرم روزگار را چشیده و دارای تجارب زیادی هستند، باید به هر شکل ممکن فرزندان­شان را راهنمایی کنند، یعنی چنین حقی را برای خود قائلند که در زندگی فرزندان دخالت کنند.

البته هیچ آدم عاقلی منکر استفاده مثبت از تجربه­ ی پدر و مادر خود نیست. الگوبرداری سازنده از رفتارهای ارزشی والدین امری قابل تقدیر است، موضوع بحث دخالت­ های بی­جا می­باشد، که اثری تخریبی در روابط زوج­ها دارد. زوج­های جوان گاهی باید اشتباه کنند تا بر تجارب­شان افزوده شود.­ پسران و دختران جوان وقتی ازدواج می­کنند، دیگر تنها نیستند و همسرشان باید فرد اول زندگی آن­ها محسوب گردد. ازاین­ رو توجه کردن به نظرات صرف والدین دیگر جایز نیست. البته منظور این نیست که والدین را کنار بگذاریم حفظ احترام و حرمت پدر و مادر از ضروریات زتدگی هر انسانی است، ولی مرزبندی و تعیین چارچوب­ ها و حریم­ ها برای حفظ حرمت­ ها از ملزومات مهم زندگی انسان امروزی است.

کانون خانواده مجموعه ای است شامل زن، شوهر و فرزندان، موفقیت آن در گرو هماهنگی، همکاری و صمیمیت همه اعضا می­باشد. والدین دقت کنند، اگر نصیحت­ ها و اظهارنظرهای آن­ها جنبه ی دخالت و موجب به وجود آمدن فضای جنگ و جدال در خانه­ی فرزندانشان شود، باید از آن دوری کنند، و در عوض در جهت رفع بحران­های زندگی مشترک فرزندان مثل یک دوست وارد عمل شوند و با ابراز محبت صمیمانه نسبت به عروس یا داماد خود در جهت رفع مشکل پیش­آمده اقدام کنند، در غیر این صورت هر حرکت جانب دارانه­ای به ضرر فرزندشان تمام  می­شود چون او و همسرش دارای منافع مشترک هستند و هر دو در یک قایق نشسته­ اند.

درباره نویسنده

افشین طباطبایی

افشین محمدباقر طباطبایی. نویسنده و پژوهشگر مسائل اجتماعی - روانشناختی - مشکلات جوانان. مربی مثبت‌اندیشی. شعار او این است: رهبر ارکستر زندگی خود باشید

دیدگاهتان را بنویسید

2 دیدگاه

  • سلام و عرض ادب…دکتر من مدته ۵ ساله که ازدواج کردم و واقعن از دخالت های مادر شوهرم کلافه هستم…دوست دارم با مفهومه مرز بندی که مطرح کردین بیشتر اشنا بشم ممنون میشم اگر بیشتر این موضوع رو بشکافید.

    • با سلام، عمده مشکلات ما در روابط اجتماعی و خانوادگی دخالت های بی جا و بی مورد در زنگی و احوالات یکدیگر است. به طور قطع هیچکس نمیتواند منکر حفظ احترام مادر و پدر باشد. ولی مشکل از آنجا شکل میگیرد که والدین خود را محق و عقل کل بدانند و سعی در دخالتهای مختلف حتا از سر دلسوزی در زندگی زوج جوان کنند.
      مسئله اصلی این است که چکونه با چنین افرادی که ما را به نوعی آزار میدهند و مخل آرامش روان ما هستند کنار بیاییم ؟؟ آیا باید تقابل نمود یا تعامل؟ و به چه شکل قدر مسلم بهترین روش استفاده از مهارتهای تحلیل رفتار است که باید ابتدا روحیات خودمان را بشناسیم و بعد مهارت شناخت طرف مقابل را از جنبه های والد بالغ کودک پیدا نماییم.