پایگاه خانوادگی جوانان نامطمئن است - دکتر طباطبایی

فقدان منزلت اجتماعی روشن و مناسب برای خیل زیادی از جوانان آنان را از دنیای کار و مسوولیت ­پذیری دور کرده است. جدایی چنین جوانانی از والدین موجب تولید خرده­ فرهنگ­ های خاص جوانی شده است. به بیان بهتر؛ این خرده ­فرهنگ­ ها به­ همراه گسترش لذت­ گرایی و بی­ مسوولیتی در بین جوانان جامعه، آنان را به­ سمت رفتار هنجارستیزانه بزهکارانه سوق می­دهد. درحالی که والدین به ­سختی می­توانند در کوتاه مدت روش­ های تربیتی کهنه را فراموش کنند و با ایجاد محیطی مناسب که خواست جوانان است، زندگی خانوادگی مساعد، بانشاط و دلپذیر برای فرزندان فراهم سازند.

مجموعه ای از عوامل و مشکلات؛ شکاف بین نسل­ ها را برای جوانان فراهم می­سازد که به نافرمانی، اعتراض و طغیان در مقابل والدین منتهی گردیده و آنان را در ارتکاب رفتار بزهکارانه آسیب­ پذیر می­سازد. در چنین شرایطی، به نظر می­رسد جوانان بیش از آن­که تحت نظارت ارزش­ ها و هنجارهای والدین قرار گیرند، تحت فرمان احساسات و آرزوهای خودشان هستند، و این نگرش را در آن­ها تقویت می­شود که معنای زندگی لذ­ت­ جویی و تعلقات مادی است. که خود چنین نگرش­ هایی می­تواند به ­وقوع رفتار و اعمال خشونت­ آمیز، طغیان و شورش و دیگر رفتارهای بزهکارانه منتهی شود.

شکاف بین نسل جوان و والدین از عوامل خانوادگی موثر بر بزهکاری جوانان است. منظور از شکاف نسل فقط فاصله سنی و جسمانی فرزندان با والدین نیست، بلکه در برگیرنده جدایی در ارزش­ ها و هنجارهای جوانان با والدین است که به بیگانه­ شدن جوانان از والدین می­انجامد، بیگانه ­شدن جوانان از هنجارهای فرهنگی خانواده آنان را به ارتکاب اعمال نابه ­هنجار خلاف عرف و شرع و حتا ضد قانون بر می­ انگیزد.

کانون خانوادگی به عنوان یک سرمایه اجتماعی با بزهکاری جوانان رابطه ­ای بامعنا دارد. یعنی والدین جوانان بزهکاری در برخورد با رفتار و اعمال ناب­هنجار فرزندان خود مهارت کافی هدایت و تربیت را ندارند. حتی در مواردی برخوردهای غلط والدین خود موجب سوق دادن فرزندان­ به رفتار نابهنجار و بزهکارانه می­گردد، در بسیاری از موارد، والدین عمدتا وقت خود را خارج از خانه، و در محیط کار سپری می­کنند و خلا حضور پدر در خانواده، جوانان پسر را از نظام نظارتی و حمایتی پدر در پرورش هویت مردانه او محروم سازد.

مواجه شدن پسران با بحران جنسی ­میتواند آنان را به­ سوی رفتار بزهکارانه بکشاند، چون جوان با چنین رفتاری نقش خود را به ­عنوان یک پسر متمایز کرده و به نوعی استقلال هویت کاذب دست می­یابد. ازاینرو توجه و صرف وقت جهت تربیت صحیح فرزندان توسط والدین که شامل اصول اخلاقی مناسب و منسجمی که ویژگی تنبیهی نداشته باشد امر مهمی است. در مقابل نظارت دقیق بر کار جوانان، نزدیکی احساسی و عاطفی والدین در زندگی روزمره با جوانان، اطلاع از فعالیت­ های فرزندان، در کنار آموزش مهارت­ های زندگی همراه با شیوه­ های حل مسئله می­تواند از گرایش جوانان به رفتار نابهنجار و بزهکاری پیشگیری کند.

جوانانی که در خانواده به اندازه کافی آموزش مهارت­ های زندگی در زمینه رفع مشکلات فردی ندیده ­اند و دائما از طرف پدر و مادر از پذیرش نقش ­های اجتماعی و کسب مسئولیت و درنتیجه پرورش اعتماد به نفس، منع شده یا مورد سرزنش و تحقیر قرار گرفته باشند، غالبا نه تنها توانایی به دست آوردن خواسته­ ها و نیازهای خود را ندارند، بلکه ممکن است هویتی منفی و ناسازگار هم پیدا کنند.