نظام مردسالاری - دکتر طباطبایی

میزان قدرت مردان نسبت به زنان در جوامع مختلف، متفاوت است. ولی در مجموع، مردان سهم بیشتری از مزایای اجتماعی (قدرت، ثروت، شهرت و…) دارند. تداوم نظام مردسالاری ناشی از دسترسی بیشتر مردان به مزایای ساختارهای قدرت در خانواده و جامعه است. ابزار قدرت يكي از دست­ آويزهاي بشر براي سلطه ­گری بوده است بر همين اساس، مردان همواره از قدرت جسماني، مالی و اجتماعی خود براي سلطه­ جويي بر زنان استفاده كرده­اند. گرچه ممكن است در نگاه اول اين برتري­ جويي شخصي باشد، ولي همین موضوع زمینه­ عدم رشد اجتماعي زنان در حوزه­ های مختلف را فراهم می­سازد.

شايد بشر پایه ­های تمدن خود را، در جوامع بدوي، مديون مردان شكارچي مي­داند كه با صيد حيوانات، همنوعان خود را از گرسنگي نجات داده­ و موجبات حفظ و بقاي اجتماع را فراهم ساخته ­اند. از طرفی دیگر در جنگ­ها برای به دست آوردن یا دفاع از قبیله، زمین و… زنان به­ طور مطلق نیاز به حمایت مردان داشتند. زنان به دلیل ناتوانی متناوبی که به ­خاطر عادت ماهانه و بارداری­ و شیرده پیدا می­کردند، نمی­توانستند همیشه همراه مردان باشند. در واقع چنین قیاسی برای جایگاه اجتماعی مردان و زنان، صرفا در جنگ­ها مطرح بوده (جنگ و ابزارهای جنگی از جلوه­ های اصلی قدرت محسوب می­گردند) نه در تولید چون زنان هنوز هم بسیاری از کارهای سخت و طاقت­ فرسای کشاورزی و صنعتی را انجام می­دهند.

ساده ­ترین نتیجه­ چنین روند تاریخی این بود که مرد مالک زن هم هست، چون می­تواند از او در مقابل تهاجم دیگران دفاع کند.  اندیشه­ مالکیت بر انسان از این هم فراتر رفت و به مالکیت کودک و برده ­داری هم رسید. به غنیمت گرفتن زنان و کودکان در جنگ­ها مرسوم شد. چند زن داشتن به همان اندازه نشانه­ تمول و مایه مباهات بود که صاحب زمین­ های زیاد بودن. بزرگترین شکست و خفت برای مرد این بود که زنش، زمینش یا احشامش (دارایی­ هایش) را از دست بدهد. با اين تفكر، زنان بايد همواره خود را مديون مردان بدانند كه آنان را از نابودي و تجاوز غیر رهايي بخشيده ­اند! يكي از عمده­ ترين تفاوت­ هاي جنسيتي مرد و زن همين موضوع برتري­هاي جسماني مردان است.

«باید اضافه کرد زیاد شدن دارایی قابل انتقال انسان، از قبیل حیوانات اهلی و محصولات زمین، بیش­تر به فرمانبرداری زن کمک می­کرد … و چون حق پدری در خانواده شناخته شد، انتقال ارث، که تا آن ­موقع از طریق زن صورت می­گرفت، به اختیار جنس مرد درآمد؛ حق مادری در برابر حق پدری سر تسلیم فرود آورد. ظهور خانواده پدرشاهی ضربت محکمی برای از بین بردن سلطه­ زن به شمار می­رود؛ ازاین به بعد زن و فرزندانش عنوان مملوک پدر یا برادر بزرگ و پس از آنان شوهر او را پیدا کردند. برای زناشویی، همان­گونه که غلام و کنیز را از بازار می­خرند، زن را نیز می­خریدند، و هنگام وفات شوهر زن نیز مانند انواع دیگر دارایی وی به میراث می­رفت.» (تاریخ تمدن،جلد۱- ویل­دورانت- گروه مترجمان- ص۴۳)

در جوامعی که خانواده با نظام مردسالاری اداره می­شود، غالباً حقیقت به کنار می­رود و قدرت مرد، حاکمیت مطلق می­یابد. در این موارد روابط تیره­ ای بر فضای خانواده حاکم خواهد شد و زن و فرزند هم چون اسیرانی در دست حاکم مطلق پدر، قدرت هیچ تصمیم گیری ندارند. بالاتر این­که چه زن­ سالاری، چه مردسالاری در خانواده­ ای متعادل معنایی ندارد.