مدیریت خوش­بینی - دکتر طباطبایی

مدیریت خوش­بینی :

ما به ­هنگام ترس از آینده، منفی‌نگر می­شویم و همین مساله موجب می­گردد تا با ریزبینی و دقت زیاد به اشتباهات خود بنگریم و توانایی‌هایمان را نادیده بگیریم. در اصل روان­شناسی مثبت­‌گرا مطالعه­ علمی ظرفیت‌های آدمی در رویارویی با چالش­‌های زندگی است. در دنیای پُرشتاب و پیچیده­ امروزی دیگر جایی برای هیجا­ن‌های منفی وجود ندارد، یعنی اگر ما بخشی از وقت و انرژی­مان را صرف منفی­‌گرایی کنیم، نیروی عظیمی را از دست می­دهیم.

به هنگام صرف غذاهای گوناگون، روابط اجتماعی با افراد مختلف و… درحقیقت به ­دنبال کسب تجارب احساسی مثبت هستیم. انسان­‌های سالم ذاتا سعی می­کنند از هیجان‌های منفی مانند؛ ترس، خشم، انزوا، حقارت و… دوری بجویند، گرچه در برخی مواقع ممکن است درگیر همین احساسات منفی ­شوند، ولی بیش­تر هیجانات محتوایی احساسی، ادراکی، فکری و عملی دارند، به این معنی که مجموعه‌ای از عوامل درکنار هم تعیین خواهند کرد (نوعی مهندسی خوش­بینی)، آیا وضعیت خوشی در پیش­ رو خواهیم داشت، یا نه؟

وقتی خواستگاه اندیشه‌ها و توانایی‌های ذهنی ما اصول مثبت­‌بینی است شاید بتوانیم به مدیریت خوش­بینی هم دست یابیم، درحقیقت دریچه‌های ظرفیت نامحدود انسانی خویش را درمصاف با سختی‌های زندگی به ­روی خودمان گشوده‌ایم. در دنیای امروز جایی برای هیجانات منفی وجود ندارد، اگرچه از طُرق مختلف مورد حمله­ روانی و فشار هیجانی قرار می­گیریم ولی وجود هیجانات منفی مانعی جامع برای ساختار ذهنی سالم است. می­توان با خوش­بینی در برابر عناصر مخرب بدبینی سدی مستحکم و غیرقابل نفوذ ساخت.

البته شواهدی وجود دارد مبنی بر این­که خوش­بینی نمی­تواند نسبت به هر موضوعی ارزشمند باشد؛ برخی افراد ممکن است نظراتی غیر واقع­ بینانه نسبت به عواقب کارها و رفتارشان داشته باشند. امکان دارد آن­ها، پُرخوری، سیگار، شراب­‌خواری، مصرف موادمخدر و امثالهم را با نگرشی ­مثبت و خوش­‌بینانه پیش گرفته و نسبت به عواقب سوء­ رفتارشان بی‌توجه باشند.

آن­چه مسلم است رویدادهای تلخ و بد در زندگی چه برای افراد بدبین و منفی، چه برای خوش­بین‌ها اتفاق می­افتد، اما نوع نگرش این دو گروه نسبت به مسایل و طرز تلقی آنان تفاوت‌ها و نتایج را رقم می­زند. این­که ایمان، باور، امید داشته باشیم یا یاس و غم و درماندگی احساس کنیم، برخواسته از طرز تلقی­ و نگرش ما به رویدادها و پستی و بلندی‌های زندگی است. یک روش علمی و مستند برای ایجاد خوش­بینی، شناسایی افکار منفی و زیر سوال بردن بدبینی‌های رایج ذهنی است، که هرکسی به ­سادگی توانایی این­کار را حداقل در رابطه با فضای ذهن‌اش دارد.

ما معمولا از توانایی زیر سوال بردن و آنالیز، یا تجزیه و تحلیل رفتار دیگران در برخورد با خودمان به ­خوبی داریم و از آن هم استفاده می­کنیم، ولی در رابطه با جریانات فکری و چارچوب­‌های ذهنی‌مان، به‌طور معمول، این‌کار را نمی‌کنیم (چون تجربه‌اش را نداریم یا بلد نیستیم).

به‌طور مثال» همه­ ما مشاجره یا مباحثه با دیگران را بلدیم و در آن (کم و زیاد) مهارت و تجربه داریم، و گاه به­ سادگی حاضریم به خاطر مسایل بی‌اهمیت یا منافع کوچک وارد بحث و جدل­‌های بی‌پایان و بی‌معنی (معمولا با نزدیکان) شویم. ولی هیچ­کدام حاضر نیستیم این تجارب را در مورد افکار مخرب ذهنی‌مان، مهاجمان مزاحم درونی و ویروس‌های بدبینی مهلکی که به جان­مان می‌افتند، انجام دهیم و با آن­ها (بدبینی­‌ها – افکارمنفی) وارد مشاجره و جدل شویم و انگشت اتهام‌­مان را به ­سوی­شان نشانه رویم که: «آهای دست از سرم بردار، من حوصله ­ام سرنرفته، من خوشحالم، برو پی کارت و…».