مدیریت افکار منفی - دکتر طباطبایی

مدیریت افکار منفی

اكثر ما فقط بدي‌ها و سختي‌ها را مي‌­بينيم، یا غصه­ مسایلی را مي­خوريم كه هیچ ارزشی ندارند. نسخه­ رايج جامعه از آن­ كساني ا­ست­ كه فقط از بدبختي‌ها دم مي­زنند. اگر به ­تمام روزهاي زندگی­مان فکرکرده و آن­ها را مرور کنیم، در مي­يابيم که: لحظات خوش ­آیند و لذت ­بخش زندگی بيش­تر از وقايع بد بوده ­اند؛ خوش­بختي نتیجه به­دست آوردن نداشته­‌ها نیست؛ بلکه درك و قدرداني­ از داشته‌ها است. پس چرا به­­ جای فکر کردن به دقايق شاد و

زیبای عمر، به ­سختي‌ها مي‌انديشيم؟

افراد منفی‌نگر به­ طور معمول دایره­‌ افکار محدودی دارند و مدام به دور یک حلقه­‌ تدافعی می­گردند و یک دایره­‌تسلسل باطل برای خود ایجاد می­کنند.  آن­ها اغلب در مورد موقعیت، اطرافيان، خودشان و به­ طورکلی همه چیز منفی صحبت می­کنند، همان حرف­‌های همیشگی را بارها و بارها تکرار می­کنند. آن­ها انگشتان­شان را آماده نگه داشته‌اند تا مدام به سوي ديگران گرفته و آن­ها را مقصر قلمداد کرده و فراموش می­کنند که بیش­تر اوقات، خودشان مسوول تمام وقایعی هستند که برای­شان اتفاق مي‌­افتد، بعد هم متعجب مي­شوند كه چرا هميشه ناراحت و پريشانند.

البته منظور این نیست که احساسات خود را ناديده بگيريم. اگر احساس بدی داشته باشیم، دچار منفی‌­بافي مي­شويم. اما بیش­تر اوقات اشخاص، هیچ­گونه تسلطی بر روی احساسات آنی خود ندارند. اگر دقت کنیم پیرامون خود افراد منفی‌باف زیادی می‌بینیم که با افکار و گفتار­شان باعث تضعیف روحیه­‌ ما می­شوند، بهتر است تا حد امکان از هم­نشین شدن با چنین اشخاصی پرهیز کنیم؛ چون به ­مرور زمان، منفی‌گویی هم عادت ما می­گردد.

مردمي ­كه به­ افکار منفی بها می­دهند و در صحبت‌های خود مدام از سختی­­ کار، نداشتن استراحت، کم ­خوابی­های شبانه، و خيلي چيزهاي ديگر گله می­کنند، همین امر بر آن­ها تاثیر منفی بیش­تری می­گذارد كه به­ مراتب خستگی و ناامیدی­شان را افزايش می­دهد. مطمئن باشید اطرافیان هیچ علاقه­‌ای به شنیدن سخنان منفی ما ندارند؛ پس چرا به­ جای سخنان منفی، در مورد جنبه­‌های مثبت زندگی و فعاليت‌هاي مفيدي كه داريم صحبت نکنیم؛ شنیدن آن­ها می­تواند برای دیگران نیز جالب توجه باشد.

بعضی از این منفی‌باف‌ها آنقدر فضای ذهن­شان آلوده شده که دیگر باور به فرضیه‌ دست‌های پنهان توطئه دارند و هر اتفاقی را به ارباب توطئه ربط می­دهند حتا رویدادهای خوب را که حتما کلکی درکار است. بهتر نیست به­­جای این­که فقط به مشکلات، بی­‌عدالتی‌ها، گرانی و تورم، مسایل سياسي، ناهنجاري­‌هاي­ اجتماعي، گرفتاري‌هاي شغلي و هزاران موضوع منفی دیگر فكر کنیم و همین حرف‌ها را هم به ­دیگران بزنیم، اوقاتي را كه در زندگي، کارها درست و خوب پیش ­رفته‌­اند، داشته­‌هایی که از آن­ها برخورداریم و… را به­ياد آوريم و­ درعوض گله و شکایت از زمين و زمان، از اتفاقات جالبی که برای­مان افتاده است؛ سفرهايي كه رفته­ايم و تجارب شيرين­مان صحبت کنیم؟ نکته مهم این است که آدم­‌های موفق با منفی‌بینی و بدبینی نمی­توانند از پله‌های ترقی بالا روند.

باید مراقب افکار خودمان باشیم

چرا باید مراقب افکار خود باشیم؟ چرا باید شیوه‌ اندیشیدن را تغییر دهیم؟ اگر بخواهم خیلی راحت پاسخ دهم، باید بگویم دوست دارید خوشحال باشید؟ چگونه می­توانیم خوشحال باشیم؟ درحالی‌که هر لحظه یک فکر منفی به­سوی ذهن ما روانه می­گردد؟ آیا درحالی­که افکار منفی، سرزنش­گر و ناراحت کننده عنان ذهن ما را به ­دست می­گیرند، می­توان انتظار شادکامی داشت؟

افکار منفی می­تواند یک روز سفید را خاکستری یا حتا سیاه نشان دهد و افکار مثبت، یک روز خاکستری را زیبا و سفید ­کند. نباید اجازه دهیم افکار منفی دیگران بر ما تاثیر گذاشته، و روحیه‌مان را تضعیف نماید. مي­توان با گفتار و كردار خود، مثبت­ اندیشي را به­ دیگران منتقل کرد و به ­آن­ها آموخت که افکار منفی‌شان را کنار اندیشه‌های مثبت جایگزین آن کنند. با این­کار، هم به ­اطرافیان کمک می­کنیم و هم روحیه­‌ مثبت­ اندیشی خودمان تقویت­ مي­شود.