فشار اطرافیان - دکتر طباطبایی

فشار اطرافیان:

همان­‌گونه که برای رسیدن به آب اگر یک میلیون چاله­ یک وجبی هم حفر کنیم، به نتیجه نمی‌­رسیم، برای یافتن جواب هم با افکار غیر متمرکز و پراکنده راه به جایی نمی­بریم.ما نمی‌توانیم رفتار دیگران را مطابق ميل­‌مان محدود يا مهار کنیم (مثل پدر و مادر ایرادگیر و…). اما اگر ذهن قدرتمندی داشته باشیم، می­توانیم واکنش مناسبي نسبت به رفتار آن­ها از خود نشان دهيم، تا تأثیرات منفي و ناراحت ­كننده­ اعمال­شان را (تا حد امكان) كاهش دهیم. برخی اعمال و رفتار منفی دیگران باعث ناراحتي و آزردگي ما مي‌شود، ولی مهم، چگونگی پاسخی موثر به ­آن­ها است.

اولین نوع از رفتار بالقوه مضر را به ­اصطلاح «آتش­ دوستانه» مي‌ ­ناميم

منظور از آتش دوستانه، ­رفتار بدون قصد و غرض کسی است که برای ما آزار­دهنده می­باشد. گرچه ممكن­ است چنین افرادی هیچ انگیزه­ و ­غرض خاصی نداشته باشند، اما عمل‌شان برای ما خصمانه محسوب مي­شود. فرض ­کنیم قصد شرکت در آزمون دانشگاه را داریم، هنگام خارج شدن از خانه پدرمان می­گوید: ((موفق باشی، اما اگر قبول نشدی ناامید نشو)). بدون شک پدرمان هیچ منظور بدی ندارد، اما کلماتی ­که به­ کار برده، باعث می­شود بر اعتماد به ­نفس­ ما تأثیر ­گذارد و یا مضطرب‌مان کند. این نوعی از ((آتش­ دوستانه)) است. يا ساده‌تر: از خانه می­خواهیم بیرون برویم مادرمان صدایش درمی­آید: «باز راه افتادی تو خیابون؟» یا شبیه آن «چه قدر در یخچال رو باز می­کنی؟» و امثالهم.

بیش­تر ما شبیه این جملات را شنیده‌ایم.

یکی از انگیزه­‌های متداول رفتار پدر و مادر؛ نگرانی آن­ها درباره­ موفقیت و زندگی ماست اين نگراني ربطي به حسادت آن­ها يا توانايي ما ندارد، بلكه بیش­تر ناشي از ترس­های خودشان مي­باشد غالب افراد نگرانی و ترس درونی خود را به دیگران هم بسط مي­دهند. اگر شخصی از چیزی ترسیده باشد، وقتی­ احتمال روب­رو شدن ما با همان موضوع ­­را ببیند، نگرانی در او پا مي­گيرد؛ که نکند ما هم نتوانیم از پس­ آن کار برآییم؟

باید به ­درستی با چنین رفتاری (آتش‌زای دوستانه) مواجهه شده و با آن­ها کنار آمد. دراين موارد دو نکته­ کلیدی وجود دارد:

اول: کسی که این­ گونه حرف می­زند گرچه ممکن است به ما آسیب­ برساند، اما به­ طور قطع قصدی جز ابراز نگرانی ندارد.

دوم: چنین رفتار دیگران تنها باعث آزار ما نمی­شود، بلکه ترس­ گوینده را هم فاش می­کند.

بهترین راه برای کنار آمدن با چنین برخوردهای مخرب بدون قصد و غرض این است که: از فرد به ­خاطر نگرانی‌اش تشکر کنیم، سپس توضیح دهیم که ما او را درک می­کنیم، اما جمله‌ای که گفته، ممکن است، اعتماد و اطمینان‌مان را خدشه‌دار کند. در زندگی همه­ ما کسانی حضور دارند که نسبت به آن­ها مسوولیت داریم؛ مادر، پدر، همسر، فرزندان، خواهر و برادر، فامیل، همسایه، زیردستان و… طبیعی است که در برابر خواسته‌های این افراد بی‌­تفاوت نیستیم و لازم است در بسیاری زمینه­‌ها به آن­ها کمک کنیم. ولی موضوع این است که اگر در دام کشمکش روزمره با والدین (پدر یا مادر) بیفتیم؛ بازنده­ اصلی ما هستیم چون جنگ و مرافه بی فرجام با کسی که ما را بزرگ کرده در دامان او رشد کرده‌ایم و اغلب اختلاف سلیقه و نظر زیادی بین­مان هست، جنگی از ابتدا مغلوب به شکست ماست. البته در اغلب موارد این کمک­‌ها دوطرفه است و آن­ها نیز در قبال ما احساس مسوولیت  ‌می‌کنند. غیراز این‌ها، افراد دیگری نیز هستند که خواهی نخواهی ما مجبوریم با آن­ها نیز ارتباط داشته باشیم، که حفظ این روابط به ناچار نیرو و وقت زیادی از ما تلف می­کند. سوال این است که آیا صرف وقت زیاد برای حفظ ارتباط با همه­ افراد، کار درستی است یا نه؟

همان­طور که گفته شد عمر و وقت انسان محدود است. این زمان و انرژی محدود حیات باید صرف کارهای زیادی در زندگی شود. تحصیل، اشتغال، کسب درآمد، کارهای شخصی، بزرگ کردن فرزندان، نگهداری و مراقبت از والدین، رسیدگی به دوستان و نزدیکان و از همه مهم­تر انجام وظایفی که خداوند بر عهده ما گذاشته است.