سناریوی افکار - دکتر طباطبایی

سناریوی افکار:

انسان­ها در تعامل با يكديگرند و برهم­ تاثیر می­گذارند؛ در حقیقت انديشه و نگرش­ ما، هویت­مان را شکل می­دهد. اگر همیشه و در هر موقعیتی فقط زشتي­ ها را ببينيم  و به دنيا بد نگاه کنیم، يعني موتور مولد كارخانه­­ ذهن­مان، افكارمنفی ا­ست. پس زمانی­ که با یک فکر منفی سر و كله­ می­زنیم، بايد  آن­را با فکری­ لذت بخش­تر، عوض ­کنیم.

توصیه می­شود عنان ذهن را براي راندن و هدايت در جاده­ مثبت ­انديشي به­ دست ­گيريم و اجازه ندهیم افكارمنفی­ و بدبینی بر ما غلبه كند، به­ آن­ها گوش ندهیم؛ چرا که ما مسوول زندگی­ خودمان هستیم. وقتی­ که بيش­تر كلام­ مان سرشار از بار مثبت است و بخش­ هاي خوب هر ­چيزي را مي­ بينيم یا هنگامی­ که بر راه­ حل­ ها تمرکز مي­کنیم، ناخودآگاه افراد و موقعیت­ هایی را جذب می­کنیم که به ­ما کمک خواهند کرد تا موفق شویم؛ به همین دلیل، داشتن یک الگوی تفکرمثبت امري بسيار حیاتی­ است.

ممکن است به ­خاطر چیزهای بدی که اتفاق می­افتد خود را سرزنش نماييم؟ آیا مي­توانيم خودمان را برای رسیدن به خواسته­ هاي مثبت تشویق ­کنیم و یا هر انسانی به ­ندای درونی خود بیش از هر چیز دیگری گوش می­دهد؟

آن­چه ندای درونی­مان می­گوید به گذشته­ ما بستگی دارد که شامل تجارب و خاطرات است، اگر دوران کودکی خوبی داشته ­ایم که ما را مهم دانسته، و تشویق می­کردند، به احتمال زیاد دیدگاه مثبتی داریم؛ اما اگر مرتب مورد آزار، زورگویی و بدرفتاری قرار گرفته­ ایم، ممکن است فردی منفی­ گرا باشیم. نگاه ما (مثبت یا منفی) هر چه باشد، با تغییر آن می­توانیم احساسات­مان را هم عوض کنیم. در حقیقت با در اختیار داشتن عنان افکار خود می­توانیم  زندگی­مان را هم تغییر دهیم. آدم ­هایی هستند که همیشه از­ زندگی­ شان شکایت می­کنند؛ یعنی خوراک ذهن­شان ياس و ناميدي است که آرام و قرارشان را مي­گيرد؛ آن­ها اغلب مثل غريقي به هر چيزي چنگ مي­زنند تا زنده بمانند.

همه چیز فقط با یک فکر ساده شروع می­شود. اگر فقط بنشینیم و غُر بزنیم که چقدر روزگار در حق ما بی­ انصافی­ کرده است، هیچ چیز درست­ نمی­شود. اگر ناراحتیم بايد به­ چیزی فکر کنیم که خوشحال­مان می­کند یا ­­به چیزهایی نگاه کنیم که به ­ما روحيه می­ دهد. انتخاب با ماست: که کانال تلویزیون را به میل خود عوض کنیم. مجبور نیستیم اخبار نگاه کرده، و حرص بخوریم. (به ­طور دل­خواه هر روزنامه ­اي را كه مي­خواهيد باز كنيد و نسبت خبرهاي خوب را با بد بسنجيد؛ آن­وقت با يك استدلال قياسي ساده متوجه مي­شويد. که چگونه و به ­چه اندازه توسط اخبارمنفي بمباران مي­شويد؛ به­ بیان ساده ­تر خبرهاي بد چند برابر خبرهاي خوب است و انباشت پيشگويی­ هاي شومي كه در زندگي رخ مي­دهد بسيار زيادتر از خبرهاي خوشايند است).

وقتی اتفاقات خوب برای ما می­افتد، خوشحال می­شویم و احساس سعادت می­کنیم؛ اما نباید برای شادی و خوشحالی ­ها فقط روی این اتفاقات خوب- که خیلی هم نادر هستند- تکیه کنیم. باید سکان اوضاع را به ­دست گرفته، خود را در موقعیت­ هایی قرار دهیم که احتمال وقوع اتفاقات خوب برای­مان بیش­تر شود، یعنی سناریوی آن­ها را خودمان بنویسیم.

این افکار ماست که زندگی مان را تغییر می­دهد