ذهن نیمه هوشیار - دکترطباطبایی

ذهن نیمه هوشیار  :

شاید براساس تجربه درباره­ قدرت ذهن نیمه ­­هوشیار چیزهایی شنیده باشیم. حقیقت این است اگر بتوانیم از قدرت ذهنی درست استفاده کنیم، امکان دارد قادر به هموار کردن راهی برای زندگی شادتر و رضایت بخش­تر باشیم. برای درک ذهن نیمه­ هوشیار و قدرت بالقوه­ آن ابتدا نیاز به شناخت سطح آگاهی ذهن هوشیار و تفاوتش با نیمه ­هوشیار داریم. هوشیاری چیزی است که می‌بینیم، حس کرده و به آن عمل می­کنیم، و در عین حال می‌توانیم کاملا از آن­چه در پیرامون­مان می­گذرد، آگاه باشیم. درحالی­که ذهن نیمه‌هوشیار آگاهی ما درباره­ عملی خارج از حالت رایج ما می­باشد، یعنی آن چیزی که در مورد شرایط و موقعیت‌ها کسب می­کنیم و امکان دارد بعدا در نیمه هوشیارمان به یک باور و عقیده تبدیل شود. ذهن نیمه‌هوشیار ما هر ­چیز، هر بو، رنگ، حرکت و هرجنبه­ کوچکی که در زندگی با آن روب­رو می‌شویم را ثبت می­کند درحالی­‌که آن‌ها در هوشیاری نیستند. مثلا وقتی موقعیتی بحرانی بروز می­کند، مجبور به نشان دادن واکنشی می‌شویم که معمولا با استفاده از ضمیر نیمه‌هوشیار و رجوع به پیشینه­ و گذشته­ خود (تجارب) می‌­توانیم تصمیمی درست یا غلط بگیریم.

شاید نتوان قدرت ذهن نیمه­ هوشیار را به روشنی تعریف نمود، ولی آن مجموعه‌­ای از پتانسیل‌های بهره‌­برداری نشده است که اگر کشف شوند، می‌­توانند به‌­طور هیجان‌انگیزی زندگی ما را تغییر دهند. مثلا هرکسی بر پایه‌ی تجارب گذشته، بدون این­که بداند چرا و چگونه، در برخورد با رویدادهای مشابه تصمیم‌­گیری می­کند. به همین دلیل خیلی مهم است که تماس مداوم با ذهن هوشیارمان داشته باشیم و بدانیم چگونه نیروی نامحدود آن را به­‌کار بندیم.

«بینایی ما محدود است نه توانایی‌مان­»

ذهن نیمه ­هوشیار به ­عنوان ذخیره­ی منفی­‌گرایی بر پایه­‌ی تجارب منفی عمل می­کند. ممکن است ذهن نیمه هوشیار را با حجمی از افکار منفی پُر کنیم. از­این­رو وقتی در موقعیتی باعت بالا آمدن هوشیاری می­شود، کارش را با پر کردن افکار منفی که باعث به وجود آمدن احساسات بد مانند افسردگی و شک و تردید می­شود، انجام خواهد داد. برای شاد شدن باید به شکار این افکار منفی که ضمیر نیمه هوشیار را اشغال کرده‌­اند، رفت.

یک روش عملی: هرروز کمی وقت برای خلق یک دید روشن از آن­چه در زندگی­ نیاز داریم و هدف­­‌مان است، بگذاریم و آن­ها را به خوبی احساس کنیم. باید ثابت قدم و استوار باشیم. خود و توانایی‌هایمان را باور داشته و مانند یک قربانی در هر شرایطی و با هر فرد منفی عمل نکنیم. همیشه خود را با تجسم کردن اهداف و با بازگویی افکار مثبت و غنی پر کنیم.

باورهای اساسی­ را بازنگری کنیم

عقاید و باورها و افکار ما خیلی مهم‌اند، زیرا آن­‌ها سوخت مغز هستند. باورهای خودمان را بازنگری کنیم، اگر بخش اعظمی از اندیشه­‌های ما بار منفی داشته باشند، بی‌تردید مجموعه رفتارهای ما به احساسات مخرب منجر می­شود. خیلی­ از افراد با ارزیابی خوب یا بد از خودشان نسبت به آن­چه بدان دست­ یافته­‌اند دچار اشتباهات اساسی می­شوند. عامه­ مردم ارزش‌شان را غالبا برپایه­ موفقیت و شکست‌­های مادی تعیین می­کنند. هرکسی در قضاوت مرتکب خطا می­شود نباید خود را مورد قضاوت‌های بی‌جا قرار ­دهیم. این روشی اشتباه است که آن ­را تعمیم بیش از اندازه می‌­نامند. اغلب افراد در مورد اعمال و رفتار و شخصیت‌شان به تعمیم ناروا می‌­پردازند که کار غلطی است.

سه باور بسیار مخرب

۱- دیگران باید با من منصفانه رفتار کنند. درغیر این­ صورت، آدم­‌های بدی هستند.

۲- باید خوب عمل کنم درغیر این­ صورت شخص بدی هستم.

۳- شرایط زندگی‌ام باید طوری باشد که می­خواهم درغیر این­ صورت نمی­توانم با آن­‌ها کنار بیایم و خوشحال نخواهم بود. همه چیز باید بر وفق مرادم باشد.

باورهای غیرمنطقی دیگری هم وجود دارند که در ذهن هر کسی جاری می­شود. اما سه باور گفته شده مهمترین آن‌ها هستند. ریشه تمام باورهای غیرمنطقی و منفی سه کلمه­ی باید با شدت­‌های تاکیدی مختلفshould ،(must) ،ought است. هدف این است که از باورهای مرکزی منفی آگاه شویم. به محض این­که پی به وجود آن­‌ها بردیم، باورهای مثبت را جایگزین باورهای قدیمی، غیرمؤثر و غلط کنیم.

باورهایی که سبب رفاه و بهزیستی می­شوند:

۱- ما به­‌طور باور نکردی مهم هستیم و برای خیلی‌ها ارزشمند.

۲- تنها نیستیم اشخاص زیادی به­ ما اهمیت می­دهند که دراطراف­مان حضور دارند.

۳- شکست وجود ندارد، فقط موفقیت به تأخیر می­افتد.

۴- درس‌ها تا زمانی که یاد گرفته شوند، تکرار می­شوند.

۵- یادگیری پایانی ندارد.

۶- زمان حال بهترین مکان برای زندگی است نه گذشته نه آینده.

۷- از عهده‌ی بیشتر کارها برمی‌آیم.

۸- هرکاری که در زندگی­ انجام دهیم، نتیجه‌اش را خواهیم دید.

۹- تمام جواب‌ها درون­مان است.

۱۰- همیشه در جست­جوی اتفاقات خوب باشیم.

۱۱- زندگی یک سواری است. از آن لذت ببریم.

۱۲- نیروی حیات نامحدود است.

یکی از بهترین روش‌­ها برای پذیرفتن باورهای اصلی (مرکزی) مثبت، ایجاد یک نگرش مثبت واقع‌بینانه است. نگاه مثبت باعث نتایج مثبت می­شود. به غیراز نتایج مثبت، قدرت تفکر مغزمان کمک به ­وجود آمدن آن نتایج می­کند. چگونگی برخورد ما با مشکلات و گرفتاری‌های زندگی یک نشانه­ قوی از این­ رویکرد است که چگونه در دانشگاه، ورزش و کار موفق خواهیم شد. کسانی که دید مثبت دارند مشکلات را موقتی می­بینند که می­توان با سعی و تلاش بر آن­ها غلبه کرد. البته ورزش خود عامل مهمی در تسریع فرآیند مثبت­ اندیشی است. خوش­بینی اولین صفتی­ است ­که عملکرد انسان را تقریباً در تمام مراحل ­زندگی از جمله شغل، تحصیلات و روابط ­اجتماعی بهتر و آسان­تر می­کند.