دفاع از خود در دنياي پر از خشونت - دكتر طباطبايي

 اگر هنرهای رزمی واقعا به درد دفاع شخصى­ می­ خورد، آيا برای به روز بودن باید درگذر زمان، مرتب تغيير كند؟ تكنيک هاى رزمی در موقعيت تاريخى خاصى، ابداع و درست شدند كه خشونت­ و تهاجم، رودررو، فيزيكى و قابل پيش­ بينى بود.

شليک يک گلوله از راه­ دور، با كلت يا رولور و يا تفنگ، امری عادى نبود. امروز وضع كاملا متفاوت است، درگيرى­ هاى خشونت­ بار، غالبا با سلاح­ هاى گوناگون گرم، صورت مى­ گيرند. يک تک تيرانداز از فاصله­ ى دو كيلومترى، مى­ تواند كسى را مورد هدف قرار دهد. در چنين اوضاعى، هنرهای ­رزمی و فنون فيزيكى آن، كارآيى و تأثير لازم را ندارد. اين­جا است كه نقش بُعد معنوى هنرهاى رزمى، جلوه مى­ كند. (البته بحث حفاظت و بادی گارد موضوعی متفاوت است که امری حرف ه­ا محسوب می­شود).

احتمال برخورد گلوله، در تاريكى نقطه­ اى خلوت، در شهرهاى بزرگ كشورهاى مختلف، امرى غيرممكن و كمياب نيست، از اين­ دست وقايع هرروزه درگوشه وكنار جهان رخ مى­ دهد.

شخصاً معتقدم، بهترين شيوه­ ى دفاع شخصى، دورى جستن از شرايط خشن و خطرناک است. نبايد اجازه دهيم تبديل به سوژه­ ى خشونت كسى شويم، تحت هيچ­ عنوانى نبايد وارد فضایی ملتهب شد. به هرشكل ممکن بايد جلوى آن را گرفت.

صلح و دوستی | دوری جستن از شرایط خطرناک | کاراته و دوستی

دنياى مدرن و شتابانى كه در آن زندگى مى­ كنيم، آلودگی هوا، آلودگى­ صوتى، فشارهاى روزمره­ اجتماعى ناشى از شغل، ترافيک، امور اقتصادى و… بحران و شرايط سختى را براى همه­ انسان­ ها، از مرد و زن فراهم نموده است. تمام عوامل جامعه­ امروزى، پارامترهايى هستند كه انسان را تحت فشار و سيطره­ خود دارند و به گونه­ اى ناخواسته، مشكلات و بار زيادى را به او تحميل كرده و زندگى را سخت مى­ كنند.

ناملایمات خشن زندگى روزمره، خود، مهاجم و متخاصمى شرور، براى نوع بشر محسوب مى­ شود. پس ابزار دفاع – چه روانى و چه جسمى – در برابر هجوم بى­ امان لشكر مخرب و ويرانگر مشكلات دنيا چيست؟ به­ دست­ آوردن آرامش، گرفتن سررشته­ زندگى در دست، پيدا نمودن شرايط مطلوب و… از توان خيلى­ ها خارج است، استحكام روانى شهامت زيادى، مى­ طلبد. آيا هنرهاى ­رزمى مى­ تواند ما را در رسيدن به اين مهم، يارى رساند؟

هنرهاى رزمى فقط روش و راه دفاع و مبارزه­ ى فيزيكى نيست، بلكه شيوه­ مبارزه با چالش­ هاى روانى و روحى ناشى از فشارهاى اجتماعى هم هست. هنرهای رزمی جنگ تن­ به ­تن با مهاجم نيست، خوددارى كردن از هر نوع برخورد فيزيكى خشن، خود بخش بزرگى از انديشه و فلسفه­ هنرهای رزمی محسوب مى­ گردد.

اتمام خشونت | درگیری در خیابان

ديد و درک و فهم ما از هنرهای رزمی، بايد به سطحى برسد كه نه تنها قادر به دفاع از خود در دنیای پر از خشونت باشيم، بلكه بتوانيم روان و درون خود را، به عدالت و توازن متناسب برسانيم. اگر هنرهای رزمی را يك راه (معنوى) بدانيم، فلسفه و هدف نهايى آن، كه دست­يابى به صلح و آرامش درونى و روانى است را سرلوحه­ خود قرار خواهيم داد.

بايد به مرحله­ اى برسيم كه بتوانيم اظهار كنيم، كاراته از زندگى من مراقبت مى­ كند، كاراته از من حراست و پاسدارى مى­ كند، چه از روانم، چه از تنم و به تعبيرى ديگر، از ما در برابر هر هجوم دون و هر پلشتى حفاظت مى­ نمايد.

هنرهاى ­رزمى، فلسفه و مكتبى فراتر از فنون و تكنيک هاى فيزيكى ا­ست. مهارت­ هاى فردى و عملى، بخش كوچكى از دانش هنرهاى ­رزمى به حساب می­ آید. هنر رزمى، مثل استخرى بزرگ و پر آب است كه هم مى­ توان شيرجه زد و به كف استخر رفت و هم امكان شنا در قسمت كم عمق و باقى ماندن روى سطح آب هست، بسته به توانايى، تجربه و دانش شما دارد كه به چه ميزان و براى چه موردى از آن استفاده نماييد. به­ طوركلى، هنرهاى رزمى مى­ تواند بسته به سطح توقع و نظر عميق و كامل باشد و يا سطحى و ساده.