دختران قربانی - دکتر طباطبایی

دختران قربانی :

برخی معضلات اجتماعی، از جمله اعتیاد، به اندازه‌­ای ریشه­‌دار هستند که وقتی به یک نقطه از آن می­پردازیم، متوجه می­شویم همین نقطه به نقاط دیگر آسیب می­رساند. بارها شاهد بوده‌­ایم، فرد معتادی دستگیر می­شود، اما چندی بعد همسر یا فرزندانش نیز به دلیل مصرف مواد بازداشت شده‌­اند. در برخی موارد والدین به دلیل سوءمصرف در زندان هستند و فرزندان نوجوان آن­ها خود دست به کار خلاف زده‌اند.

در این­ گونه موارد معضلات به صورت زنجیری از پی هم می­آیند، فردی که در دام اعتیاد می­افتد، دیگر الفبای زندگی برایش معنا و مفهومی ندارد و تا جایی پیش می­رود که حاضر می­شود دختر خود را در قبال دریافت پول به دیگران واگذار کند. وقتی فرد معتاد شدیدا در معرض نیاز به ماده مخدر قرار می­گیرد، برای برآوردن نیاز خود از هیچ عملی فروگذار نمی­کند تا جایی که حاضر می­شود، فرزند یا به عبارتی عزیزترین موجود زندگی خود را قربانی اعتیاد کند. برای برخی معتادان ساده‌ترین راه برای کسب درآمد و تامین هزینه­‌های موادشان، بهره‌برداری جنسی از دختر و همسران آن‌هاست. کاری که در همه دنیا شاهد آن هستیم که برای کسب پول و درآمد دختران و زنان را به قاچاقچیان انسان می­فروشند.

دختران و زنان قربانی، تهدیدی برای جامعه هستند. دختری که به حمایت‌های اجتماعی، امنیتی و عاطفی پدر خود نیاز دارد، وقتی توسط نزدیکترین فرد در خانواده مورد سوءاستفاده قرار می­گیرد، به شدت از نظر شخصیتی آسیب می­بیند، زیرا دژبان و دربان خانواده را خائن یافته است. دختران و زنانی که قربانی پدران و همسران معتاد می­شوند، دیگر مامن و پناهگاهی برای خود ندارند و خود را انسانی شکست خورده و تکه تکه شده می­دانند که این خود نوعی تهدید برای جامعه است.

آنان مانند غنچه‌هایی­اند که به دست پدران خود پرپر می­شوند و در آینده دیگر حاضر نیستند به افراد جامعه اعتماد کنند. در پاره‌ای مواقع زنان و دختران قربانی، به­ واسطه این سوءاستفاده تصمیم به انتقام از مردان و زنان بی­گناه دیگر می­گیرند. زیرا فرد زخم خورده به دنبال التیام این زخم است. به مرور زمان نفرت و کینه و خشمی درونی وجود آنان را لبریز می­کند.

تخریب عمق روح قربانی سوءاستفاده جنسی. آمار نشان می­دهد؛ شماری از افرادی که در کودکی یا نوجوانی مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته­اند به دلیل از بین رفتن قبح مساله، در بزرگسالی این­کار را به صورت یک حرفه­ی نامشروع انجام می­دهند و کمتر می­توانند خود را نجات دهند.

آسیب‌های روحی این افراد از سوءاستفاده‌­ها به ­راحتی ترمیم نخواهد شد. آسیب­‌هایی که عمق و روح یک دختر نوجوان را تخریب کرده، ساختار و توانمندی­‌های ذهنی او را نیز از بین می­برد. ابتلا به انواع بیماری‌های روانی نظیر اختلال شخصیت، دوقطبی، پرخاشگری و خشونت در میان آنان  به چشم می‌خورد. اکثر چنین قربانیانی پس از نگهداری کوتاه مدت در بهزیستی دوباره به خانواده بازگردانده می­شوند. چگونه می­شود دوباره دختران و زنان را به قفسی که درگذشته در آن اسیر بوده­‌اند، تحویل داد.

آمار رسمی از سوءاستفاده‌های جنسی دختران فراری که توسط محارم صورت گرفته، نه تنها در ایران بلکه در تمام دنیا، در این­باره وجود ندارد، زیرا بیشتر این مسایل به دلیل حفظ آبرو و وجه اجتماعی سر به مهر می­ماند هر چند انگشت اتهام بیشتر به سمت قربانیان گرفته می­شود.

جامعه به ندرت می­پذیرد این زنان و دختران قربانی هوسرانی و مطامع شخصی شده باشند، در صورتی که چاره­ای برای این معضل اندیشیده نشود، از این افراد به عنوان طعمه در سطح جامعه استفاده می­شود، که این مساله منجر به افزایش آمار دختران و زنان خیابانی خواهد بود.
قربانیان با ملاقات افراد همدرد خود، از یکدیگر حمایت روانی کرده و به این ترتیب مشکل صد چندان می­شود. قربانیان نیاز به حمایت دارند. بهتر است سازمان بهزیستی علاوه بر ایجاد مراکز و کانون‌هایی برای نگهداری، حمایت و آموزش قربانیان از افراد خیر و نیکوکاری برای نگهداری این افراد کمک بگیرد و خانواده‌هایی را که آماده کمک و سرمایه ­گذاری معنوی در این مسیر دارند را شناسایی و معرفی کند. کاری که در بسیاری از کشورهای دنیا انجام می­شود.

نیکوکاران می­توانند سرپرستی دختران و پسران آسیب دیده را برای مراقبت و تربیت برعهده بگیرند. شاید در وهله­ اول کار دشواری به نظر برسد، اما داوطلب برای این کار خداپسندانه در جامعه کم نیست. فراهم ساختن زمینه تحصیل و اشتغال این افراد را بیش از پیش فراهم سازد، قربانیان افراد رنج دیده نیازمند حمایت هستند. کمتر جوامعی یافت می شود که با معضلات اجتماعی نظیر اعتیاد و تعرضات جنسی تلخی که بدان اشاره شد، دست به گریبان نباشد و به عبارتی دیگر جوامع بشری در هیچ زمانی از این معضل جدا نبوده است. اما آنچه که دامان جامعه را از رسوبات پلید این آسیب پاک می­سازد، روش برخوردی است که برای مهار، کنترل و رفع آن اتخاذ می­شود.

رویکرد اصلاح­گرایانه و پرهیز از تجویز نسخه‌های انتظامی و سلبی، رمز عبور از بحران خانمان سوز اعتیاد و فحشا است. بهره‌مندی از نظر نخبگان و افراد معتمد و دلسوز می­تواند گره‌های کور این بلیه­ی پلید را بگشاید. بدون شک در مواجه با چنین معضلی، اجرای اسلوب «رفع کردن» به جای روش «جمع کردن» می­تواند کمک شایانی برای جامعه‌ای باشد که پاک زیستی و آرامش را برای مردمان خود طلب می­کند.