خشونت مردان علیه دختران - دکتر طباطبایی

خشونت مردان علیه دختران :

بعضی دختران به­‌خاطر فرار از فضای خانوادگی علی‌رغم میل باطنی، تن به ازدواج ناخواسته می‌دهند. آنان در خانواده پدری، سرزنش، تحقیر، توهین و حتا کتک می‌خورند، مشاجره و درگیری فیزیکی جزیی از زندگی روزمره‌شان بوده است. برخی دختران فقط از مادر کتک می­خوردند، برخی دیگر تجربه کتک خوردن از پدر و حتا برادران را نیز در توشه دارند. در نظر آنان مادران‌ با پسران رفتار متفاوتی در پیش می­گرفتند و از لحاظ تغذیه و پوشاک و تفریحات رسیدگی بیشتری به فرزندان پسر می­کردند.

ناگفته نماند که برخی مردان هم در شرایط بسیار بدی بزرگ می‌شوند، یعنی از پدر و مادر خود به کرات کتک خورده، مدام تحقیر و سرزنش می‌شوند، از خانه بیرون رانده شده، و بسیار زود مجبور به کار شده بودند. تفاوت مردان با زنان در این است که تعدادی از مردان در بزرگ­سالی خود، از جایگاه فرادستی، در مقابل سایر افراد خانواده (خواهران و برادران کوچک­تر) و هم­چنین در مقابل پدر و مادر دست به خشونت‌های کلامی و فیزیکی متقابل می­زنند.

خشونت مردان نسبت به زنان معمولا از اوایل ازدواج شروع می‌شود. با وجود این­که برای بسیاری از زنان این شرایط سال­‌ها وجود دارد، زنان قربانی خشونت معمولا شرایط زندگی خانوادگی خود را طبیعی می­دانند و معتقدند که جر و بحث و اختلاف، جزیی از زندگی زناشویی است و در همه خانواده‌­ها وجود دارد. اگرچه در مواردی که خشونت­ شدید شود و صدمات بدنی به آنان وارد ­کند، احساس ناراحتی می­کنند یا در زمان غیرقابل تحمل شدن رفتار مرد حداکثر برای مدتی قهر کرده و به خانه والدین خود می­روند اما اکثرا رفتار مردان را توجیه می‌نمایند.

توجیه زنان معمولا بیانگر ویژگی­‌های خاصی در مردان است که امکان تغییر آن وجود ندارد. مثلا زنان معتقد‌ند شوهران آن­ها چون عصبانی هستند چنین واکنشی نشان می­دهند یا حتی در مواردی به روانی بودن او اشاره می­کنند. این ویژگی­ شخصیتی از دید زنان قابل تغییر نیست و حتی رفتار مرد بدین شکل توجیه می­شود که؛ چون زنان مطابق میل شوهران خود رفتار نمی‌کنند، باعث تحریک شده و آن­ها را به خشونت وادار می­کنند. ازاین‌رو با مقصر پنداشتن خود، به­ نوعی رفتار مرد را توجیه می­نمایند. این نگرش که ناشی از تجارب زندگی گذشته و مشاهده زندگی خانوادگی اطرافیان (زنان دیگر است) از طریق برخورد­های اجتماعی نیز تقویت می­شود که زنان خود را در رفتار ناهنجار مرد مقصر بدانند و سعی در تغییر رفتار خود کنند.

زنان کتک ­خورده، صرف ­نظر از این­که علت خشونت شوهر را چگونه تفسیر یا توجیه کنند، مجبور به تحمل این شرایط خشن هستند. آن­ها از طریق خانواده پدری خود با مفهوم و طعم خشونت زندگی آشنا شده‌اند، و در بیشتر موارد در اطراف خود نیز شاهد همین نوع زندگی هستند و از طریق نگرش‌­های اجتماعی زنان دیگر این باور در آن­ها تشدید می‌شود که مردان فرادست هستند و پرخاشگری نیز صفتی مردانه است، و زنان باید با تحمل مردان و تغییر رفتار خود، زندگی خانوادگی‌شان را تداوم بخشند و سایه شوهر، پدر حتا برادر را روی سر خود و فرزندان حفظ کنند.

رفتار خشن مردان نسبت به همسران خود از طرف جامعه نیز تحمل می­شود و اعتراضی نسبت به آن صورت نمی­گیرد. پژوهش‌های غیررسمی نشان می‌دهد که اغلب زنان در طول زندگی زناشویی خود حداقل یک ‌بار از شوهر خود کتک خورده‌اند. آن­ها نه فقط در خانه بلکه در اماکن عمومی و حتی در دادگاه و کلانتری هم کتک خورده‌اند و دیگران معمولا در این زمینه دخالتی نمی­کنند.

اما اگر شدت کتک­ خوردن از حد خاصی بیشتر باشد خانواده زن دخالت می‌کنند. در این­جا باید به مفهوم خصوصی بودن خانواده اشاره‌ای داشت. خانواده در ایران دارای ویژگی‌های خاصی است که معمولا دیگران اجازه دخالت در رابطه میان مرد و زن و فرزندان آنان را ندارند. مفهوم خانواده و روابط میان افراد آن تنها به محیط خانه ختم نمی­شود بلکه خصلت خصوصی بودن رفتار خانوادگی مهم­تر از مکان رخ دادن آن است، به ­طوری ­که اگر در اماکن عمومی نیز صورت گیرد، دیگران از دخالت مستقیم در آن خودداری کرده و احیانا به نصیحت یا سرزنش اکتفا می­کنند.