توقع انسانی ما - دکتر طباطبایی

توقع انسانی ما:

همه ما خواسته‌ها آرزوها و امیالی داریم هر آدمی دلش می‌خواهد به نداشته‌هایش برسد. برخی کمتر برخی بیشتر به دنبال آنند. بعضی از این خواسته‌ها دست یافتنی‌اند و بعضی از آن‌ها به نظر دست نیافتنی می‌رسند. مثل پول که بیشتر افراد فکر می‌کنند با پول می‌توانند به تمام خواسته‌های خود دست یابند و مشکلاتشان را حل کنند. ولی تجربه بشری نشان داده پول تسهیل کننده مسیر دستیابی به خواسته‌ها هست ولی به تنهایی کافی نیست.

بسیاری از انسان‌های موفق تاریخ پولدار نبوده‌اند و اغلب راه خود را از ذلت فقر به اوج عزت باز کرده‌اند. آن هم با تلاش و کوشش فراوان. نکته جالب اینجاست که افراد موفق تصویر روشن و واضحی از خواسته‌ها و آرزوهایشان داشته‌اند. اهدافی  روشن، مشخص و معین.

وقتی یکی از عزیزانمان مریض می‌شود، در برابر خدا زانو می‌زنیم و دست به سوی او بالا می‌بریم و با تمام انرژی قلبی‌مان به او التماس می‌کنیم که خداوند او را شفا دهد. با همه وجودمان ضجه و فریاد می‌زنیم که؛ بده…. شفا…. می‌خواهم. یعنی همان چیزی را که واقعا می‌خواهیم.

باید خواسته‌ها و آرزوهایمان را روشن و دقیق و واضح طبقه‌بندی کنیم. به این معنی که در ذهن و دل خودمان بدانیم دنبال چه هستیم و خواسته اصلی ما چیست.

به‌واسطه بالا رفتن حجم اطلاعات انسان در اثر پیشرفت‌های تکنولوژیک و تحولات اجتماعی از یک طرف و افزایش سطح رفاه و امکانات زندگی از طرف دیگر، نگاه و توقع او از دنیا بیشتر شده است. در حالی که همین پیشرفت های اجتماعی و تکنولوژیک به زندگی اجتماعی و فردی انسان رنگ و لعاب و زرق و برق فزآینده‌ای داده است. یعنی زندگی انسان امروزی نسبت به انسان ۱۰۰ سال ۲۰۰ سال قبل از ظواهر و جلوه‌های تحریک کننده و وسوسه‌انگیز بیشتری برخوردار است. تمایلات و خواسته‌ها و آرزوهای انسان امروزی دایره‌ای وسیع‌تر یافته است. اگر در‌گذشته‌ای دور تنها سلامت جسمانی, غذایی برای خوردن، مسکن مناسب، لباس در خور و کار حداکثر خواسته‌های او بود و مفاهیمی همچون سفر، لوازم لوکس زندگی، تفریحات، سرگرمی و … معنایی نداشت, امروزه بسیاری از امکانات مدرن بشری جزء لاینکف خواسته‌های و اهداف مردان و زنان است.

موبایل- اتومبیل- لباس‌های فاخر و رنگارنگ- لوازم لوکس- سفرهای مختلف- تفریحات گوناگون ورزشی- غذاهای متنوع- موسیقی- فیلم- مهمانی‌های مختلف و… که به دست آوردن هر یک از این‌ها نیاز به صرف منابع مالی، ذهنی، فکری، وقت و سرمایه و کار و تلاش دارد و تازه بعد از به چنگ در آوردن هر کدام چون در دنیایی از تنوع و تغییرات سریع زندگی می‌کنیم، مدل‌ها و مدها و نمونه‌هایی تازه با جذابیت‌هایی اغواگر عرضه می‌گردند و اغلب ما انسان‌ها هم با آرزوهایی کودکانه در معرض این پیشنهادهای متنوع و رنگارنگ قرار می‌گیریم و تسلیم میل قلبی خودمان می‌شویم.

بیشتر افراد معتقدند حساب‌های بانکی پر و پول و در‌آمد زیاد به‌دنبال خود موفقیت می‌آورند. در‌حالی‌که با بررسی سرگذشت آدم‌هایی که از زندگی‌شان راضی‌اند معلوم می‌شود علت آن رضایت ثروت نیست بلکه ارضا روانی و درونی است،نه این که نقش پول و ثروت را نقض کنم و آن را در معادلات بشری بی‌معنی بدانم. بلکه منظور من این است که کسب موفقیت در زندگی ما باید حاصل اشتیاق و شور و شوق روحی و کمال احساسی باشد. یعنی موفقیت یک احساس است نه یک موقعیت. حال ممکن است پول و ثروت در ایجاد آن نقش داشته باشند یا نه.

میل به بیشتر داشتن تمایل به افزودن به امکانات زندگی و گرایش به تنوع طلبی میل به بهتر شدن مداوم یافتن راه‌هایی تازه برای کام‌جویی و لذت یعنی گسترش یافتن بی‌حد و حساب دایره‌ی خواسته‌های انسان. پیامدش این است که انسان امروزی برای رسیدن به موفقیت باید راهی طولانی‌تر و پرپیچ و خم‌تری را طی کند. یعنی باید زحمت بیشتری بکشد و تلاش مضاعفی انجام دهد. مسلما برای انسان امروزی لمس و خوشبختی چشیدن طعم خوشبختی و شادی منوط به مجموعه عوامل ریز و درشت مختلفی است.

همه ما کاستی‌ها، نواقص، کمبودها و بالطبع نیازهایی داریم. دنیای پرشتاب امروز ما را وادار و مجبور به حرکت سریع و بی وقفه می‌کند. شرایط زندگی در بسیاری از اوقات ما را مجبور می‌کند تا علی‌رغم خواست و میل قلبی‌مان به‌دنبال بهترین‌ها باشیم.

نیاز به امنیت خاطر و امنیت روانی یکی از پایه‌های ثبات روحی انسان است و اگر در دوران خردسالی امنیت روانی کودک به خطر افتاده باشد و در محیطی نا امن رشد کرده باشد با احساساتی مخرب سروکار خواهد داشت. از جمله دلائل مبرهنی که انسان‌ها به‌دنبال موفقیت آن‌چنانی و افراطی در زندگی‌های امروزی هستند و برای آن سخت تلاش و کوشش می‌کنند غلبه بر همین تصاویر تخریب شده‌ی بازمانده از دوران کودکی ناشی از عدم امنیت می‌باشد. بررسی‌های دانشمندان نشان می‌دهد که انسان‌ها به نیازهای روانی متعددی محتاج‌اند از جمله تایید و دیده شدن توسط اطرافیان که نوعی مهرورزی به حساب می‌آید و مربوط به گذشته انسان است.