تغییر کنیم تا موفق شویم - دکتر طباطبایی

تغییر کنیم تا موفق شویم:

همه­ ما در مشکلاتی که برای­مان به­ وجود می­ آ­ید نقش داریم؛ این نقش گاهي مستقيم و گاهی غیرمستقیم است. چقدر خوب مي­شود هرکدام از ما در رابطه با مسایل پيش ­آمده از خود سؤال­ كنيم که تا چه ­اندازه مقصر  بوده­ ايم و آیا  مي­توانستيم تصميم بهتری بگیريم یا نه؟

به­ طور معمول ما به ­دنبال تغییر دیگران هستیم و مشکل را در آن­ها و رفتارشان ­می­ بینیم؛ اگر این طرز فكر غالب باشد، همواره باید نقشه بکشیم که چگونه دیگران را تغییر دهیم؛ در حالی ­که تغییر دادن خودمان به­ مراتب راحت­تر است. اگر از خودمان شروع کنیم شاهد اتفاقات و رویدادهای جالبی در مسیر موفقیت خواهیم بود.

برای کسب موفقیت باید الگوهای کهنه ذهنی خود را تغییر دهیم. تغییر ابتدا در زمینه­ افکار، سپس احساسات و در نهایت در رفتار صورت می ­پذیرد. با گذشت زمان وقتی شریک زندگی و اطرافیان متوجه تغییرات خوب ما می­شوند، رفتار آن­ها نیز تحت­ تأثیر قرارمی­گیرد و تعامل مناسب­تری برقرار می­كنند و این امر ما را در رسیدن اه موفقیت یاری میکند.

تغيير، بار رواني دارد؛ تغییر محل کار، محل زندگی، شغل و تغییر اوضاع اقتصادي، یا هر تغيير دیگری ممكن است در ابتدا ما را کمی دچار اضطراب کند که البته تغییرات درونی هم از این امر مستثنی نیست.

ما براساس بسیاری از عادات قَهری و جبری خود زندگی می­کنیم و آسوده ­تريم که آن­ها دست نخورده باقی بمانند؛ درواقع طبق عادات رفتاری­مان در شرایط مشابه، رفتارهای مشابهی انجام می­دهیم و با دستکاری این عادت­ها – که زمینه تغییرات رفتاری را فراهم می­کنند- گاهي با احساسات ناخوشایندی هم روبرو می­شویم؛ به­­ عنوان مثال، کسی­­ که هميشه در اختلافات از موضع برنده عمل می­كرده و سعي داشته به ­هر قیمتی نبازد، وقتی متوجه  می­شود که برای کسب موفقیت حل اختلافات موجود لازم است پس باید گذشت کنیم. این موضوع در ابتدا حالت خوشایندی نخواهد داشت. کسی كه همواره با زور و فشار تلاش کرده هر موقعیتي را به ­­نفع خویش به ­پایان برد، اکنون باید رفتار خود را تغيير دهد؛ البته طبیعی ا­ست که این­ کار برايش راحت نخواهد بود؛ ولي کافی­ است قدم اول برداشته شود.

با گذشت زمان و بررسی نحوه­ تعاملات و رفتارهای ما با دیگران، اثرات مطلوب پيش­ آمده و درکل، این دگرگوني می­تواند مُهر تاییدی باشد بر این­که هر يك از ما چقدر به ­تغییر نیازمندیم. نکته­­ قابل توجه این است که اساس درمان بسیاری از روان­ درمانگران و روان­پزشکان معروف دنیا بر اساس همین تغییر است؛ تغییر در رفتار- تغییر در انگیزه- تغییر در ادراک – ­تغییر در باورها – تغییر در شناخت – تغییر در نیازها – تغيير در علایق.

اهمیت تغییر در این­جا بیش از پیش خود را نمایان می­کند؛ چرا که در بسیاری از مواقع تغییر سبک زندگی، ما را از ابتلا به بسیاری از بیماری­ها و مشکلات  روان­شناختی مصون می­دارد. در نظر بگيريد شخصی که شيوه­ های مهار خشم، حل مشكلات روابط بین افراد، نفوذ كلام مؤثر و رفتار برگرفته از اعتماد به­ نفس را آموخته و آن­ها را  به کار می­برد، نسبت به­ کسی­ که از این توانایی­ ها برخوردار نیست تا چه­ اندازه قدرتمندتر و موفق­­تر است.

اگر می­خواهیم موفق شویم باید زندگی­مان تغییر کند باید طرز فکرمان را تغییر دهیم. البته به زبان خیلی ساده است: «طرز تفکرت را عوض کن تا زندگی­ ات تغییر کند.» ولی چ­طور این­ کار را انجام دهیم وقتی راهش را نمی ­دانیم؟ و مهم­تر از همه اگر تغییر دادن طرز تفکر تا این حد آسان است، چرا خیلی از افراد این­ کار را انجام نمی­ دهند تا موفق شوند؟ مخصوصا اگر بتوانند موفق­ باشند و بیشتر از زندگی لذت ببرند؟

وقتی شکست می‌خوریم اغلب حرف‌هایی بی‌پایه و اساس به خودمان می‌گوییم که برگرفته از عادات بد فکری هستند. ولی این‌ها همه باورند و لزومی ندارد هر باوری صحیح و واقعیت داشته باشد. تغییر باورهای غلط مثل این است که در زمینی حاصل خیز دانه‌هایی تازه بکاریم. وقتی نخستین جوانه‌ها از خاک سر زدند باید با دقت مراقب رشد آن ها باشیم تا تبدیل به گیاهانی با ساقه‌ها و ریشه‌هایی محکم شوند. یعنی فضاهای ذهنی شبیه کشتزاری مستعد است که با پرورش افکار و اندیشه‌های مثبت و تکرار جملات تاکیدی می‌توان باورهای تازه‌ای در آن رشد داد.

دیگر اینکه وقتی نشانه‌های یک تغییر الگو‌های ذهنی و باور در ما آشکار می‌گردد باید همچون مشاهده یک نهال تازه از خاک برآمده با ذوق و شوق با آن برخورد کنیم و در جهت حفظ و مراقبت از آن بکوشیم.

« اگر اولین باری که زمین خوردیم از جا بلند نمی‌شدیم، هرگز راه رفتن را نمی‌آموختیم »

هر آموزشی مثل راه رفتن ابتدا با افتان و خیزان همراه است. چون ذهن نیمه هوشیار از راه آزمون خطا و کسب تجربه می‌کند. پس تغییر الگوهای ذهنی و یادگیری مثبت‌اندیشی و کسب موفقیت هم شامل همین فرآیند است. « تنها راه عوض کردن دیگران این است که نخست خود ما تغییر کنیم, الگوهای خود را تغییر دهید تا ببینید که «آن‌ها» نیز متفاوت شده‌اند» ( شفای زندگی – لوییس هی-ص۱۷۴)

زندگی برای اکثر ما رقابت و دویدن و هرگز نرسیدن به واسطه‌ی ترس از عقب ماندن از بقیه است که اغلب این وحشت را به کودکان و فرزندانمان نیز تحمیل و منتقل می‌کنیم و جرات موفق شدن را از آنان سلب میکنیم. همه چیز برای یک شروع بهتر مهیاست؛ ما نیازمند تغییرات وسیعی در همه ابعاد هستیم؛ اما باید این تغییرات را از خود شروع کنیم؛ پس گام اول را استوار برداریم. باید شجاعت تغییر را بیابیم و به دنبال چیزی تازه در این جهان برویم. باید از گذشته خود رها شویم، تمام امید ما برای آینده بر همین پایه است که بتوانیم تغییر کنیم، خبرهای خوب این است که عده‌ای این کار را انجام داده‌اند.