انديشه­ مثبت - دکتر طباطبایی

انديشه­ مثبت

ما در تعامل متقابل با دیگران هستیم؛ اگر خوب درباره­ آن­ها فکر کنیم، آن­ها نیز با ما خوب خواهند بود و اگر بد، آن­ها نیز با ما بد خواهند بود. افراد بدبین و منفی‌نگر حتا با خود نیز مشکل دارند و به زمین و زمان بد و  بی­ راه می­گویند. «دنیا با انسان معامله متقابل می­کند، اگر بخندید به روی شما می­خندد و اگر چین بر ابرو اندازید، او هم برای­تان، ابرو درهم می­کشد. اگر مهربان و صمیمی باشید، در اطراف خود مردمی را می­بینید که شما را دوست ­دارند و گنجینه­ دل­شان را به روی­تان باز می­کنند.

بدبینی، بدگمانی و منفی­ نگری هم­چون خوره بر جان انسان می­افتد و با مختل کردن نظم روانی فرد او را به انواع بیماری­ها مثل: افسردگی و اضطراب مبتلا می­سازد. «افراد بدبین از هر چیزی می­ترسند و از همه کسی وحشت دارند، و نگرانی جان­کاهی بر روح آن­ها مستولی است، نه می­توانند یار و مونسی غم­خوار پیدا کنند و نه شریک و همکاری برای فعالیت­ های اجتماعی، و نه یار و یاوری برای روز درماندگی».

چنین اشخاصی، چون دارای تفکر غلط و منفی هستند، ناگزیر در تعاملات اجتماعی و زناشویی از کلمات و الفاظ منفی، نادرست و زشت استفاده کرده و به­ طور ناصحیح و نابهنجار رفتار می­کنند؛ در نتیجه دوستی­ ها را به دشمنی­ تبدیل کرده و اطرافیان­شان را از خود رنجانده و دور می­کنند. درحقیقت ریشه­ خیلی از صفات رذل و بد مثل: غیبت، مسخره کردن، تجسس در زندگی دیگران، لقب زشت به دیگران دادن و… در همین صفت بدبینی می­باشد.

کسی که از ریشه­ مشکلات خود خبر ندارد و نمی­داند که منفی­ نگر و بدبین است، اصلا به درمان آن اقدام نمی­کند. چنان­چه واقعیت را بپذیریم که شخصیت ما سازمانی باز و گشوده است و امکان تغییر و تحول در آن وجود دارد؛ در این صورت در جهت ریشه­ کن نمودن صفات شخصیتی و اخلاقی ناپسند خویش تلاش خواهیم کرد.

به هر میزان که شناخت آدمی از موضوعات، کامل­تر و عمیق ­تر شود، موجب ایجاد­  بینشی واقع­ بینانه و شفاف­تر می­گردد. تمایز بین «حادثه» و «تفسیرحادثه» با رویکرد ما به زندگی، محصول و برآیند تجربیات گذشته ماست، ولی این اشتباه است که تجربیات تلخ و منفی گذشته­ مان را به رویدادهای جدید تعمیم دهیم. باید میان «حادثه» و «تفسیر حادثه» تفاوت قایل شد؛ مثلا حادثه مشابهی را دو شخص به دو­گونه­ متفاوت تعبیر و تفسیر می­نمایند، یکی به ­لحاظ خوش­ بینی، برداشت مثبت و سازنده ­ای از موضوع دارد و دیگری به ­حسب بدبینی، تلقی ناگواری از همان واقعه دارد.

نظام ذهنی فرد بدبین، به­ گونه ­ای است که خود را بد و گناه­کار نمی­ بیند؛ بلکه گناه را به گردن دیگران می ­اندازد. درحالی که مشکلات در نفس سرکش و چارچوب غلط ذهن اوست. از این­رو اگر انسان نسبت به خداوند و خَلق او  نظر خیر و نیک ندارد، به این علت است که در خود فضیلتی نمی­­ بیند؛ از چنین انسانی گمان خیری انتظار نمی­ رود مگر خود را اصلاح نماید و نظام ذهنی­ اش را تغییر دهد. قبل از این­ که به دیگران شک کند، به دید و فکر خود شک کند. کمتر کسی پیدا می­شود که فکر منفی و گمان بد به سراغش نرود؛ اما مهم، مدیریت آن­ها، نحوه برخورد و واکنش در مقابل آن است.

اما چگونه؟

بهترین کار پیش ­گیری است، افکار منفی- منفی­ نگری- منفی­ بینی- خیالات منفی- بدبینی نیز شبیه بیماری­ های عفونی و امراض واگیر؛ مسری ­اند و باید توسط واکسن­ های پیش­ گیری جلوی نفوذ ویروس آن­ها را گرفت. با گوش ندادن به حرف ­های منفی، اجتناب کردن از آدم­ های منفی­ بین، پرهیز از اجتماعاتی که منفی­­ گویی و  بدبینی در آن­جا رواج دارد و نَقل محفل است. به­ طورکلی دوری از همه­ عواملی که باعث می­شود افکار منفی در ما ریشه­ دواند یا تقویت شود، و برعکس توسل جُستن به عناصری که موجب مثبت­ اندیشی، مثبت­ بینی و مثبت­ نگری می­گردند.

خبر خوب این است که کار درونی و مداوم و پایا می­تواند عادت ­های فکری را تغییر دهد (الگوهای ذهنی). اما چه­ طور با افکار منفی­­ ای کـه تـوانایی ضربه زدن به ما را دارند و اطمینان و اعتمادمان را از بین می­برند، کنار بیاییم؟ اولین و مهم­ترین مساله این ­­که؛ افکارمنفی به­ دلیل ذات متزلزل و ضعیف­شان در چهارچوب یک ذهن قوی و محکم نه اثری دارند، نه­ کاربردی، و دوم باید بدانیم چگونه در برابر هر حادثه ­­ای واکنش نشان داده و آن را زیر سلطه­ بگیریم، حتا اگر یک فاجعه به نظر برسد. اگر پیام­ هایی­ که افکار منفی به­ ذهن می­فرستند را نادیده بگیریم، آن­ها رفته­ رفته مجبور به عقب­ نشینی می­گردند و به­ مرور می­توانیم مثبت ­­اندیشی را جانشین ­شان کنیم. در دام افكار مخربِ­ منفي، که هم­چون ویروس ­های کامپیوتر هستند، نيفتادن امر خیلی مهمي­ است، آن­ها تاثير تخريبي و ويرانگرِ عميقي بر ذهن و سيستم عصبي دارند.

افکار منفی مانند سلول­ های سرطاني گسترش ­می­ یابند 

همیشه پيش­گيري از درمان بهتر است. بايد سدی در برابر افكار منفی (ويروس­ هاي مخرب) درست ­كرد و به شكار انديشه­ هاي مثبت رفت و جنبه­­ هاي خوب هر رويدادی را ديد (نيمه­ پر ليوان).

 دقیقه به دقیقه­ زندگی، نعمتی بی­ همتا و موهبت و سعادتی، در چنگ ماست که باید بتوانیم پتانسیل آن را به نفع خودمان آزاد کنیم. زندگی مجموعه ­ای از انتخاب­ هاست، همیشه امکان انتخاب داریم اتفاقات به اشکال مختلف روی می­دهند. شاید ترجیح بدهیم که رویدادها و جریانات پیش آمده به­ طرز خاصی رخ دهند، ولی بسیاری از امور به میل و خواسته و اراده­ ما نیستند. نکته­­ مهم این است که بدانیم پاشنه­ دنیا براساس بایدهای مورد نظر ما نمی­چرخد.

یعنی اگر فکر کنیم چرا فلان­ اتفاق این­طوری نشد و باید آن­ گونه می­شد و … چنین چیزی نیست. بهتر است به­ جای بایدها و دنبال آن­ها رفتن به انتخاب­ هایی که در پیش­رو داریم توجه کنیم و عقل و انرژی خود را معطوف­ شان نماییم، از جمله تصمیمات صحیح و درستی که می­توانیم در مواقع و نقاط حساس و کلیدی و سرنوشت­ ساز اتخاذ کنیم تا ما را دچار بحران یا دردسر نسازند.

هر روز که از خواب بیدار می­شویم، زندگی فرصتی بی ­نظیر و تازه در اختیارمان قرار می­دهد، هر روز دقایق و ساعاتی طلایی با کسانی که دوست­شان داریم یا آن­ها ما را دوست دارند سپری می­کنیم، می­توانیم این لحظات را با احساسی غنی شده و سرشار از شور زندگی سپری سازیم و شاد شویم و یا آن­ را با دستان­مان به فجیع­ ترین شکل ممکن تکه­ تکه تلف کرده و نابود نماییم.

ما دارای دوستان، خانواده، شغل، فعالیت و مسوولیت ­هایی هستیم که باید به آن­ها رسیدگی کنیم. می­توانیم به عزیزان و اطرافیان هر روز پیام­ هایی سرشار از عشق، معنویت، مهر، مثبت ­اندیشی ارسال کنیم که آنان نیز با شاخک­ های انسانی­شان آن را درک ­کنند و به ما موج مثبت دهند. مضمون­ های دوست­ داشتنی و دل ­انگیز احساساتمان را با نشانه­ های لبخند، نگاه، سلام، به دیگران پیشکش کنیم.

و فراموش می­کنیم زندگی چقدر کوتاه است و به­ سادگی یادمان می­رود در زمان ­هایی که مشغول کارهایی بیهوده هستیم، زندگی از کنارمان، از لا به ­لای انگشتان دست­مان سُر می­خورد و در می­رود. همیشه قبض ­های پرداخت نشده، بدهکاری­، اقساط بانکی، گرفتاری ­های تمام نشدنی، خرج­های زیاد، پول کم، لباس ­هایی برای شستن، شکم­ هایی برای پُر کردن، کارهای نیمه تمام، و حرف­ های ناگفته وجود دارد، و ممکن است کسی به من و شما نگوید که فرصت خندیدن و اظهار محبت شاید چقدر کم است.

اغلب نسبت به ذرات و تکه ­های حیاتی که به­ سادگی از کنارمان می­گذرد بی­ توجهیم. ؛ یافتن بهانه­ های کوچک برای زیستن، حس خوش زندگی، مثل اشعه­ باریک آفتاب صبحگاهی، که می­تواند تسلای خاطری ­باشد. ذره ­های بسیار کوچک سلامتی در دریایی از فراموشی­ ها و ناامیدی­ های، هر یک وسعتی و په نه­ای پُر معنا از امید هستند، که می­توانیم آن­ها را به ­خوبی بیابیم. کسانی که به مدت طولانی زندانی بوده ­اند با این تقلای ابتدایی حیات آشنایند. بهتر است همه­ حواس خود را متوجه کوچک­ترین ذرات حیاتی که در دسترس­ مان وجود دارد، نماییم.

شايد مفهوم خوش­بختی این ا­ست ­که وقتی تجربیات خوب و بد زندگی را كنار هم قرار دهيم، تجربیات خوب­مان بیش­تر باشد. تجربیات خوب می­تواند شامل: شغلی دل­خواه، همسری خوب و همراه، سرگرمی­ ها و تفریحات خوشایند، خاطرات دل­پسند، روابط پر از محبت و علاقه میان اعضای خانواده، تولد فرزند جدید، ملاقات و آشنایی با دوستان و همکاران خوب، سفر و… که موجب رضایت خاطر، و خشنودی درونی مي­شوند، باشد.

برای داشتن احساس خوشحالی می­توانیم توجه و تمرکز خود را روي اتفاقات خوب و مثبت افرایش دهیم. بايد بیاموزیم که چگونه از کوچک­ترین موفقیت­ ها لذت ببریم و از اهمیت آن­ها در زندگی­مان آگاه شویم و برای به حداقل رساندن موارد منفی بیش­تر سعی نماییم. وقتی بر لحظه ­های بزرگ زندگی تاکید و تمرکز کنیم، احتمال شکست و ناامیدی را کاهش می­دهیم و از انواع خوشی­ هایی که در زندگی داریم سرشار می­شویم و احساس خوش­بختی می­کنیم.