ارکان خوشبختی - دکتر طباطبایی

اركان خوش­بختي :

چنين نيست كه خداوند عده‌­ای را خوش­بخت آفریده باشد و عده‌­ای دیگر را بدبخت؛ منتها ما انسان­‌ها اسیر منفی‌بافی­ می­شویم و خودمان را از نعمت خوش­بختی محروم می‌گردانیم. خوش­بختی یک احساس خوب درونی ­است و­ می­دانیم مرکز احساسات و عواطف در ذهن ما قرار دارد. نظام فکری بد می­تواند باعث احساس بد شود و برعکس افکار مثبت و سازنده به احساس خوب مي­انجامد.

بسیاری از حکما گفته­‌اند: ((برای كسب خوش­بختی باید آرزوها را کم کرد)). هـرچه لهیب آرزو بیش­تر زبانه بکشد، آدمی بیش­تر در رنج و عذاب می­افتد، و هرچه شعله‌ي آرزو کم فروغ­تر باشد، از رنج و عذاب کاسته می­گردد و انسان به ­آرامش- که مقدمه‌ي سعادت و خوش­بختی ا­ست- نزدیک­تر می­شود. افسوس که انسان نمی­تواند دست از آرزوهایش بردارد؛ زیرا زندگی غیر از خواستن چیزی نیست. نمی­توان به ­­شکل مرتاضان هندی یا ولگردان، موجودی عاطل و طفیلی بود. برخی می­گویند برای خوش­بخت بودن نه تنها باید به تعدیل آرزوها بپردازیم، بلکه ­می‌باید خود را برای مقابله با هرنوع حادثه و مصیبتی همواره آماده نگه داریم.

یکی از عواملی که باعث می­شود به خوش­بختی نرسیم، حوادث ناگهانی و شوم است که ناگهان بر ما شبیخون زده و عیش­مان را برهم می­زند؛ حال برای این­که کمتر از عواقب آن­‌ها صدمه ببینیم، بهتر است زرهی محکم از بردباری و شکیبایی برای خود فراهم آوریم.

انسان باید همیشه به پایین­تر از خودش نگاه کند. اگر بخواهیم از لذت شنیدن موسیقی، تماشای زیبایی‌ها و هر نوع نعمت دیگری برخوردار شویم، باید تندرست باشیم. کسانی­که از سلامتی محروم­اند انجام امور ساده‌­ي روزانه هم براي­شان سخت و زندگی به­ تنهایی باری ا­ست که از بردنش خسته می­شوند.

درمیان مشغولیت­‌ها و خوش­گذرانی‌ها چیزی­که به­ هيچ­وجه به فکرش نیستيم و همیشه از آن غافلیم و همین­که از دستش داديم قدر و ارزش­ آن­را می­دانیم، سلامتی ا­ست. به كساني بنگريم كه به اندازه­‌ي ما تندرست نيستند؛ آن­وقت سرخوشي و شادماني زير پوست­مان به حركت در خواهد آمد.

اندیشه­‌ي نیک و عواطف مثبت هم­چون سپری در برابر افکار زشت و منفي قرار مي­گيرد تا آسیبی به ما نرسانند. اندیشه‌ي نیک نیز یکی از مهم­ترین ارکان خوش­بختی ­محسوب می­شود؛ هر چه ­قدر هم دیگر عوامل سعادتمندی را داشته باشيم، مادام که کژ­اندیش بوده و خود را بدبخت و بیچاره بدانیم، راه به­ جایی نخواهیم برد. اگر تمام ناراحتی‌های خود را برروی یک میز بریزیم و بعد کسان دیگری نیز بیایند و غم و دردشان را روی همان میز (البته به­ طور فرضي) بریزند. متوجه خواهیم شد که دیگران هم مشکلات بزرگي دارند. در حقیقت ما نبايد خودمان را دُردانه‌ي هستي بدانیم. توصیه می­کنم؛ اگر احساس خوش­بختی نمی­کنید به­ دیدار بیماران سرطانی، زندانیان و معلولین بروید؛ آن­وقت مي­فهميد که تا چه اندازه سعادتمند و کامیاب هستید.