آیا خوشبخت هستیم - دکتر طباطبایی

آیا خوش­بخت هستیم:

یکی از ویژگی‌های انسان­، که از بزرگ­ترین آفت­‌های خوش­بختی نیز به شمار می­آید، تمرکز بر نداشته‌ها و کمبودها است؛ با این­‌کار، حق لذت ­بردن از زندگی را از خود سلب می­کنیم؛ زیرا هیچ زندگی بدون کم و کاستی و هیچ انسانی نیز بدون ایراد نیست. جهت دادن ذهن به‌ سوی کمبودها موجب می­شود که از آن­چه داریم، خشنود نباشیم. اگر احساس ما­ نتواند تعیین ­کننده­‌ی میزان خوش­بختی‌مان باشد، پس چه­ چیز دیگری معیار خوش­بختی ا­ست؟ مبناي پاسخ بیش­تر ما به ­این سؤال، مقایسه خودمان با دیگران است و این مقایسه اغلب با کسانی ا­ست که تصور می­کنيم از ما خوش­بخت­‌ترند و بر خوش­بختی فرضی یا واقعی‌شان غبطه می‌خوريم.

این یک اشتباه معمول و عمومي ا­ست که با برداشتي سطحي از زندگي اشخاصی­ که در واقع خوش­بخت نیستند، آن­ها را خوش­بخت فرض ­کنیم و درنتیجه حسرت بخوریم، اما اگر متوجه می­شدیم زندگی افرادی که خوش­بختی خود را با آن­ها مقایسه می­کنیم، نیز تا چه ­اندازه شكننده، توأم با درد و رنج است و ما از آن آگاهی نداریم، هرگز خود را با آن­ها مقایسه نمی­کردیم.

چگونه بدانیم که شخص خوش­بختی هستیم؟ شاید پاسخ به ­این سؤال آسان به­ نظر برسد؛ به­ این­­ ترتیب­ که بگوییم: هر لحظه‌ای ­­که احساس خوشی می­کنیم، خوش­بخت هستیم. اما این  پاسخ دقیق و مناسبی برای ارزیابی خوش­بختی نیست. خوش­بختی یک حالت روانی ا­ست كه با موفقیت فرق می­کند، اما خیلی‌­ها به اشتباه این دو را یکی قلمداد می­کنند؛ در واقع خوش­بختی در اولویت قرار دارد؛ یک نفر می­تواند در زندگی موفق باشد، ولی احساس خوش­بختی نكند.

درواقع همین ­که برای احساس برخورداری از خوش­بختی شرط تعیین کنيم و آن­ را در گروی رسیدن به هدفی دیگر بدانیم، هرگز ­احساس­ خوش­بختی نخواهيم كرد؛ زیرا همیشه چیزی هست­ که خواهان رسیدن به آنیم و ­خواسته­‌های­مان نیز هیچ‌گاه تمامی ندارند.

چه­ کسی گفته است برای خوب زندگی کردن نباید هیچ رنج و سختی­ای متحمل شد؟ لازمه­‌ي رسیدن به­ زندگی بهتر، طی مراحل مختلفی ا­ست که­ گاه ممکن­ است با ­سختي و رنج­ ­همراه باشد. خوش­بختي شايد لذت بردن از كاري ا­ست كه در حال انجامش هستيم؛ آن هم با وجود تمام سختي‌ها و مصایبي ­­كه دارد.  یکی از مهم­ترین نکات درباره­ خوش­بختی، حسی­ است که باید هر کس، خودش آن ­­را تجربه کند. خوش­بختی شايد نسبت عملی شدن خواسته­‌های درونی انسان است، به­­ دست نيافته­‌هايش. وقتی ما به ­نوعی خواسته­‌های خود را محقق شده می­بینیم، احساس خوشحالی می­کنیم؛ حال برای این ­كه همیشه خوشحال بمانیم یا باید مرتب مواردی را به فهرست خواسته­‌های خود اضافه کنیم یا از توقعات و امیال خود را بکاهیم.

برای داشتن احساس خوشحالی می­توانیم توجه و تمرکز خود را روي اتفاقات خوب و مثبت افرایش دهیم. بايد بیاموزیم که چگونه از کوچک‌­ترین موفقیت‌ها لذت ببریم و از اهمیت آن­ها در زندگی‌مان آگاه شویم و برای به حداقل رساندن موارد منفی بیش­تر سعی نماییم. وقتی بر لحظه‌های بزرگ زندگی تاکید و تمرکز کنیم، احتمال شکست و ناامیدی را کاهش می­دهیم و از انواع خوشی‌هایی که در زندگی داریم سرشار می­شویم و احساس خوش­بختی می­کنیم.

شايد مفهوم خوش­بختی این ا­ست ­که وقتی تجربیات خوب و بد زندگی را كنار هم قرار دهيم، تجربیات خوب‌مان بیش­تر باشد. تجربیات خوب می­تواند شامل: شغلی دل­خواه، همسری خوب و همراه، سرگرمی‌ها و تفریحات خوشایند، خاطرات دل­پسند، روابط پر از محبت و علاقه میان اعضای خانواده، تولد فرزند جدید، ملاقات و آشنایی با دوستان و همکاران خوب، سفر و… که موجب رضایت خاطر، و خشنودی درونی مي­‌شوند، باشد.

 خوش­بختی فقط به ­دلیل وقایع خوب و مثبت در زندگی ایجاد نمی‌شود؛ بلکه تا حد زیادی به­ خود ما بستگی دارد. این ما هستیم که می­توانیم این وقایع خوب را ایجاد و روند اتفاقات را هدایت کنیم درحقیقت، هر شخصی نقش قابل ­ملاحظه‌­ای در رخ دادن اتفاقات خوب دارد. درحقيقت مي‌­توان به ­این نتيجه ­رسيد كه نسبت وقایع مثبت به ­منفی از عوامل اصلی­ شكل‌دهي خوش­بختي­ است. به ­نظر می­رسد تعداد وقایع مثبت احساسی، صرف‌­نظر از شدت آن­ها موجب ارزیابی مثبت­‌تر افراد و در نهايت خوشحال‌­تر شدن‌شان مي‌شود. تکرار تجربیات مثبت برای این­ که خود را خوش­بخت بدانیم لازم و مهم است؛ وقتی به ­نسبت تجربیات بد، بیش­تر با تجربیات خوب و مثبت روب­رو ­شویم، خود را خوش­بخت‌تر حس مي‌كنيم­.